آمریکا دیالوگ نیست. بگومگو هست. حرف زدن هست، اما حرف زدن، در جستوجوی رابطه با دیگری نیست. بلکه در جستو جوی بیان خویشتن است. و تحمیل خویشتن. و دلیلش؟ دیروز توی اتوبوس، با یک جوانکی همصندلی بودم، در راه Ipswich، که سروکلهٔ انگریزیداشت و قد کوتاه و فرانسه خوب حرف میزد و گفت:
«من نمیدانم چرا ملتهای کوچک، زبانشان را عوض نمیکنند...والخ، که به انگریزی حرف بزنند؟»
که البته حسابش را تا آن جا که زبانم قد میداد، رسیدم. که:
«خودبسندگی ملتهای بزرگ...والخ. ولی برج بابل و غیره. و کوشش بشری برای ایجاد تفاهم. همچنان که من و تو الان در این اتوبوس. و غیره.»