جملات زیبا از متن کتاب آخرین زلزله‌ی تهران | طاقچه
تصویر جلد کتاب آخرین زلزله‌ی تهران
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب آخرین زلزله‌ی تهران

۳.۰(از ۳ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
علیرضا لبش
انتشارات: 
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی: 
شعر نو، شعر معاصر

۶۹,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۲۷,۶۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

من جرمم دوست داشتن زیاد بود
پاییز بانو
۴
سربه‌هوا شده بود آخرین‌بار که از خانه بیرون زد پیراهنش بوی خون گرفت و باروت فرشته‌ها می‌گویند: او را دیده‌اند در آسمان فرشته‌ها می‌گویند: با ستاره‌ها شادنوشی می‌کند و ابرهای بازیگوش در سوراخ‌های سینه‌اش پنهان می‌شوند فرشته‌ها می‌گویند: هنوز هم گاهی کلید خانه‌اش را گم می‌کند
lia
۳
کجا خواب‌مان برد که بیداری‌مان کابوس است
پاییز بانو
۳
جوری مرا ببوس که رودخانه‌ها، وحشی شوند و ماهی‌ها به قلاب‌های ماهی‌گیران بیاویزند ــ جوری بوسیدمت که کشتی‌ها به آسمان بروند و ابرها به خاک برگردند
مستر میم
۲
ــ جوری بوسیدمت که زنانِ بی‌جُفت در آینه خود را در آغوش کشیدند
پاییز بانو
۲
فرصت نمی‌دهد دلت برای جهان تنگ شود حتا برای خودت بی‌هوا می‌رسد و همه هوای حوالی‌ات را پُر می‌کند اندوه بزرگی است زیستن
lia
۱
مصدق آن‌قدر مصدع اوقات لندنی‌ها شد تا نفت را ملی کرد ما با صادراتش شیرخشک وارد می‌کنیم تا گاوهای‌مان استراحت کنند آقای مصدق از شما سپاس‌گزاریم که یک روز به تعطیلات کشور اضافه کردید
lia
۱
فرصت نمی‌دهد دلت برای جهان تنگ شود حتا برای خودت بی‌هوا می‌رسد و همه هوای حوالی‌ات را پُر می‌کند اندوه بزرگی است زیستن
کاربر ۷۱۳۰۳۹۱
۱
ــ جوری مرا ببوس که نامم را از خاطر ببرم و در خاطراتت غرق شوم
ایران
۰
فرصت نمی‌دهد دلت برای جهان تنگ شود حتا برای خودت بی‌هوا می‌رسد و همه هوای حوالی‌ات را پُر می‌کند اندوه بزرگی است زیستن
کاربر ۶۴۷۷۶۷۷
۰
به دوست شاعر ارمنستانی‌ام خوش‌به‌حالت کشورت کوچک است و برای دیدن معشوقت ساعت‌ها از پنجرهٔ اتوبوس به کویر چشم نمی‌دوزی
کاربر ۶۴۷۷۶۷۷
۰