مطمئن بودم که میخواهم تجربه کنم... میخواهم تجربه کنم. زندگی همین بود. و زیستن. همانطوری که توی تبلیغها میگفتند.
لوسی سیگار را به طرف من گرفت، از طرف فیلتر. در دست دیگرش فندکی یکبارمصرف داشت که با یک حرکت به آن جان بخشید و شعلهٔ فندک نوری با حالوهوای مذهبی روی صورتش انداخت.