کالینز نشان میدهد که چگونه شرکتهای خوب به عالی، عملکردی همانند جوجهتیغی دارند، تمرکز خود را بر یک اصل ساده و سازماندهنده میگذارند و هیچ چیز خارج از حلقه این اصل، مثل متنوعسازی بیربط، حواسشان را پرت نمیکند. هر شرکتی مفهوم جوجهتیغی خود را در محل تلاقی سه حلقه پیدا میکند که عبارتند از حلقه مربوط به کاری که آن شرکت بهتر از هر رقیب دیگری در جهان انجام میدهد، چیزی که نیروی محرکه موتور آن شرکت است و آن چیزی که افراد شاغل در شرکت را بر سر شوق میآورد.