جملات زیبا از متن کتاب در لب پرتگاه | طاقچه
تصویر جلد کتاب در لب پرتگاهsubscriptionAvailable

کتاب در لب پرتگاه

۳.۲(از ۵ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
گراتزیا دلددا، بهمن فرزانه
انتشارات: 
نشر ثالث

قیمت:

۱۵۱,۵۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

و بعد یکه و تنها ماندم. بدون مادر، بدون پدر، تنها مثل یک حیوان در جنگل.
little moon
۲
و بعد یکه و تنها ماندم. بدون مادر، بدون پدر، تنها مثل یک حیوان در جنگل.
little moon
۱
مدت‌ها بود به غم و غصه عادت کرده بود؛ مسئله‌ای که باعث خوشحالی می‌شد، او را می‌ترساند.
little moon
۱
از خداوند تقاضا کرد زجرش بدهد، حاضر بود عزیزترین کسان خود را از دست بدهد و نگذارد «گناه» بر وجودش غلبه کند. دعا می‌خواند و ناخن‌های خود را بر کف دست می‌فشرد و گاه پیشانی‌اش را به لبه سنگی پنجره می‌کوبید.
little moon
۰
«آه، پس این‌طور، دختر جان من، خیال دارید سکوت کنید؟ می‌خواهید چه کسی را فریب بدهید؟ خودتان را یا شاید خداوند را؟ سر خداوند را کلاه بگذارید! او دختر من، همه چیز را می‌بیند. ما می‌توانیم حتی خودمان را گول بزنیم. ولی هیچ‌کس قادر نیست پروردگار را فریب دهد.»
little moon
۰
پسر با صدایی که از غم و طعنه می‌لرزید پرسید: «تو از من می‌ترسی؟ برای چه رفتی تا پاسکا را خبر کنی؟ ترسیده بودی که مبادا بخواهم تو را ببوسم؟ نه، بوسیدن کسی که تو را دوست ندارد بیهوده است. تو دوست نداری، قلب نداری، عشق در وجودت وجود ندارد.»
little moon
۰
ختر در افق مهتابی به کوه‌های آبی‌رنگ خیره مانده بود. به چهچهه بلبل گوش می‌داد که با اصرار خود در نغمه‌سرایی، هوسی وحشیانه را در او برمی‌انگیخت: میل به این که از صخره‌ها بالا برود، خود را در لانه آن پرنده مخفی کند و دیگر هرگز بین مردم نیاید.
little moon
۰
«البته خیلی احساس تنهایی می‌کنم. اگر خدای نکرده بلایی بر سرم بیاید، فقط کلاغ‌ها باخبر خواهند شد و بس!»
little moon
۰