«استدلالهای من بدون شک خندههای شدید کلودیا را بر خواهد انگیخت. او مدعی است هیچ دلیل نداشت که عیسی استقرار یابد. زیرا نباید دلایل از بیش آورد. اگر او خود را به روشنی، مدام و بهطورِ قطع نشان میداد، مردمان را ناگزیر میکرد، آنان را مجبور میکرد که به سجده در آیند، آنان را تابع قانونی طبیعی، چیزی چون غریزه، میکرد. ولی او آدمیان را آزاد کرد. با گذاشتنِ امکانِ اعتقاد آوردن و معتقد نبودن، حقِ آزاد بودن ما را رعایت کرد. آیا میتوان ناگزیر به پذیرفتن شد؟ آیا میتوان ناچار به دوست داشتن شد؟