جملات زیبا از متن کتاب انجیل‌های من | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب انجیل‌های منsubscriptionAvailable

کتاب انجیل‌های من

۳.۵(از ۲۰ رأی)
نوع کتاب
publisherانتشارات:
نشر ثالث
categoryدسته‌بندی:
داستان خارجی

قیمت:

۶۹,۵۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

زنان، درست‌تر، صمیمانه‌تر، سخن می‌گویند: دهانشان به قلبشان نزدیک است.
Mary gholami
۱۵
شک کردن واعتقاد داشتن، هر دو یکی است. فقط بی‌قید بودن کفر است.
Travis
۱۳
زمانی که مردی با زنی از گناهانش سخن می‌گوید، معمولاً برای افزودن یکی دیگر برگناهانش است.
ahmad
۸
چه‌گونه جرأت می‌کنی به نام خدا سخن بگویی؟ چون خدا در من است.
موفنری
۸
تنهایی، یگانه چیزی که به‌طور قطع در آن برابریم. یگانه چیزی که ما را از هم جدا می‌کند و نیز به یکدیگر نزدیک می‌کند.
Travis
۶
نباید بیش از حد مهر ورزید. در غیر این صورت رنج بسیار خواهی برد.
sadra
۵
خود را خدا پنداشتن، عادی‌ترین هوس کودکان خوشبخت است.
Hana
۴
مادرم کوشید برایم توضیح دهد که قانونی نانوشته وجود دارد که انسان را به خاموشی در بابِ احساس‌هایش ناگزیر می‌کند.
sadra
۳
شک کردن واعتقاد داشتن، هر دو یکی است. فقط بی‌قید بودن کفر است.
امیرباران
۳
«استدلال‌های من بدون شک خنده‌های شدید کلودیا را بر خواهد انگیخت. او مدعی است هیچ دلیل نداشت که عیسی استقرار یابد. زیرا نباید دلایل از بیش آورد. اگر او خود را به روشنی، مدام و به‌طورِ قطع نشان می‌داد، مردمان را ناگزیر می‌کرد، آنان را مجبور می‌کرد که به سجده در آیند، آنان را تابع قانونی طبیعی، چیزی چون غریزه، می‌کرد. ولی او آدمیان را آزاد کرد. با گذاشتنِ امکانِ اعتقاد آوردن و معتقد نبودن، حقِ آزاد بودن ما را رعایت کرد. آیا می‌توان ناگزیر به پذیرفتن شد؟ آیا می‌توان ناچار به دوست داشتن شد؟
کِــــلارآ
۲
خود را خدا پنداشتن، عادی‌ترین هوس کودکان خوشبخت است.
Hana
۱
تنهایی. تنهایی، یگانه چیزی که به‌طور قطع در آن برابریم. یگانه چیزی که ما را از هم جدا می‌کند و نیز به یکدیگر نزدیک می‌کند.
کاربر ۷۹۵۸۳۹۱
۱
با این کار، آموزش دیگری از سفرهایم به چاه‌های بی‌انتها را به کار برده بودم: دوست داشتن دیگری تا حدِ پذیرفتن او حتی در حماقتش
ftm
۱
اگر بخواهیم مردمان را اداره کنیم باید فکرهایشان را به عاریت بگیریم. بشریت را با توهم‌هایش درمان می‌کنند.
ftm
۱
زیرا در این دیار، رازهای مذهبی همواره موضوعی سیاسی را در پس خود پنهان می‌دارند.
ftm
۱
کلامی که زود ادا می‌شود، تیرِ از کمان رها شده‌ای است که به دشواری از نو به چنگ می‌آید.
Amir 23:59
۱
شرط بستم باور کنم کار خوبی که بتوانم انجام دهم در دسترسم قرار دارد. شرط بستم که به خود اعتقاد یابم.
مسلمه خراسانی
۱
شک کردن واعتقاد داشتن، هر دو یکی است. فقط بی‌قید بودن کفر است.
مسلمه خراسانی
۱
سپس احساس کردم از سرعتم کاسته می‌شود، پایداری‌ام تغییر می‌پذیرد، سنگینی‌ام کاهش می‌یابد. تفاوتی را که با هوا داشتم از دست می‌دادم. جزیی از هوا می‌شدم. شتاب، به من کندی می‌بخشید، سقوط سبکم می‌کرد. در پایان شناور شدم. آن گاه، تغییر شکل به‌کندی صورت گرفت. من بودم وخودم نبودم. پیکری داشتم و در همان حال دیگر آن را نداشتم. همچنان فکر می‌کردم ولی دیگر نمی‌گفتم «من». به اقیانوسی از نور ر سیدم. آن‌جا گرم بود. آن‌جا همه چیز را درک می‌کردم.
ftm
۰
پیش‌تر گفتم، ترجیح می‌دهم به جای حل مسائل، آن‌ها را پررنگ‌تر کنم. زیرا راز، به محض آن که به راه حلی رسید، دیگر رازی نیست که ما را به فکر اندازد. اریک ـ امانوئل اشمیت
مسلمه خراسانی
۰
کشف کرده بودم که در خوشبختی چه‌قدر خودپرستی وجود دارد. خوشبختی با جدایی سرمی‌کند، از حصارها، از کرکره‌های بسته و از فراموش کردن دیگران ساخته شده است؛ خوشبختی بنا را بر این می‌گذارد که فرد از دیدن دنیا به گونه‌ای که به راستی هست سر باز زند؛
مسلمه خراسانی
۰
در درون خود سقوط می‌کردم. چه‌گونه می‌توانستم گمان برم که در یک پیکر واحد انسانی چنان ارتفاع‌هایی وجود دارد؟
مسلمه خراسانی
۰
همراه با خدا، بی‌خیالی را کشف می‌کردیم.
مسلمه خراسانی
۰
هنگام فرود در چاه عشق، کشف کرده بودم فضیلت‌هایی که خدا برای هدایتم به من داده بود، فضیلت‌هایی زنانه‌اند. پدرم با من چون مادری سخن می‌گفت. به مثابه نمونه، زنان قهرمان گمنام را به من می‌نمود، زنانی را که به خواسته‌های او تحقق می‌بخشند، تمام این زندگی بخشان، تمام این عرضه کنندگان عشق را، زنانی را که سر و تن کودکان را می‌شویند، فریادها را فرو می‌نشانند، دهان‌ها را پر می‌کنند این خدمتگزاران از یادنرفتنی را که رفتارشان، راحتی و تمیزی و لذت به همراه می‌آورد، این فروتن‌ترین فروتنان، این رزمندگان زندگی روزمره، این شاه‌بانوان توجه، این ملکه‌های محبت را که جراحت‌ها و رنج‌هایمان را تیمار می‌کنند نشانم می‌داد.
مسلمه خراسانی
۰
نیت آنان قانع کردن است، و زمانی که شخصی قصد مجاب‌کردن داشته باشد، حسن نیت و تقلب در او به خوبی با هم در می‌آمیزند.
مسلمه خراسانی
۰
اگر بخواهیم مردمان را اداره کنیم باید فکرهایشان را به عاریت بگیریم. بشریت را با توهم‌هایش درمان می‌کنند.
مسلمه خراسانی
۰
امید که درد، در من شک بر نینگیزد.
مسلمه خراسانی
۰
«به این سان، تأییدِ میعادم را دریافت داشتم. به هرجا که قدم‌هایم راهنمایی‌ام کنند می‌روم. امید دارم که پاهایم هوشمندتر از خودم باشند».
مسلمه خراسانی
۰