اگه بعداً زنده بمونم، سعی میکنم طوری زندگی کنم که آزارم به کسی نرسه، در نتیجه بخشیده بشم.
ــ از طرف کی؟
ــ کی میدونه؟ حالا که ما اینجا دیگه نه خدا داریم، نه پسرش و نه جبرئیل، کی باید ما رو ببخشه؟ نمیدونم.
ــ به خدا دیگه اعتقاد نداری؟
ــ نه، البته که نه. اگه خدایی بود اجازه نمیداد اون چیزایی که من به چشمم دیدهم اتفاق بیفته. خدا رو میذارم واسهٔ اونایی که بهش اعتقاد دارن.
ــ اونا خدا رو لازم دارن.
ــ البته که من هم لازم دارم، آخه من با اعتقادهای مذهبی بزرگ شدهام. ولی حالا، هر آدمی باید نسبت به خودش مسئول باشه.