«ای مفلوک فانی، ای زاده از سر اتفاق و محنت، چرا میخواهی مرا به گفتن حرفی وادار کنی که بهترین حال نشنیدن آن است؟ هرگز نمیتوانی به بهترینها برسی: بهترینها برای تو آن است که به دنیا نیامده باشی، که نباشی، هیچ باشی. ولی دومین امر نیک برای تو آن است که هر چه زودتر بمیری.»