ساختمانهای محمره اما بیروح و از توسعه بهدور است و بیشتر به قبرستان میماند. درختان نیز چنیناند و قدرت رشد ندارند؛ زیرا باغداران هیچ توجهی به نخلستانهای خود نمیکنند؛ چرا که بر اساس قوانین شیخ خزعل، از ماندن در زمین خود ناامید هستند... در آنجا نه همهی قوانین ایران جاری است، نه همهی قوانین عثمانی و نه همهی قوانین انگلیس، قانون مستقلی هم ندارد. کما این که زبان مردم شهر هم آمیزهای از همهی اینها است، اخلاق مردم نیز چنین است. در محمّره هیچ نشانی از زیبایی دیده نمیشود و حتی یک چهرهی زیبا نیز به چشم نمیآید. هرگز اثری از بهداشت هم نیست. هوایی لطیف، اما خشک دارد و اگر از مدّ دریا خبری نباشد، آب آن گوارا است.