راهروهای پیچ در پیچ بیمارستانها را عامدانه به این شکل طراحی میکردند تا بیماران، حتی خوشبینترین آنها و سادهانگارترین آنها بیدرنگ بفهمند که علاوه بر سردرگمی در بیماری خود، در این راهروهای در هم و بر هم، با تابلوهای راهنمای ضد و نقیض، درهای ورود ممنوع، آسانسورهای غیرمجاز، دیوارهای تخته چندلا، رنگهای تیره و تار و بوهای شیمیایی نیز گمگشته بودند. هر آدم طبیعی و سالمی در چنین مکانی، بدون نگرانی برای خود یا برای نزدیکانش بیدرنگ برمیگشت، در حالی که بسیاری آدمهای دیگر، از ترس گمگشتگی با سماجت در این راهروها سرگردان بودند.