اومرو بروکّا طی مدتی که مشغول خواندن بودم، آنسوی در، آخرین فصل اثرش را حکواصلاح میکرد. هیچ منتقدی تاکنون از چنین امتیاز بزرگی برخوردار نبوده؛ من حتا خشخش قلم را روی کاغذ میشنیدم. صدا چنان زمخت بود که تصویر صفحاتی با تکههای باریکِ بریدهشده به ذهنمام آمد که با بیتابی منتظر انضمام کلمات بودند.