افسوس که عمری پی اغیار دویدیم
از یار بمُندیم، به مقصد نرسیدیم
سرمایه زکف رفت و تجارت ننمودیم
جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم
بس سعی نمودیم که ببینیم رخ دوست
جانها به لب آمد، رخ دلدار ندیدم
ای حجت حق پرده ز رخسار برافکن
کز هجر تو، پیرُهَن صبر دریدیم
ای دست خدا، دست برآور که ز دشمن
بس ظلم بدیدیم و بسی طعنه شنیدیم
شمشیر کجت، راست کند قامت دین را
هم قامت ما را که ز هجر تو خمیدیم