یک بار به همراه رفقایش سر کوچه نشسته بودند، فرد مستی وارد کوچه شد و در حال مستی، داخل جوی آب افتاد. رفقایش او را مسخره کردند. ابراهیم به جای این کار، او را از جوی بیرون آورد و تمیز کرد و به خانهاش رساند.
کسی ندید که ابراهیم دیگران را مسخره و عیب جویی کند. چرا که خدای خوبش، تمام انسانها را از این کار نهی کرده است:
وَیلٌ لِّکلِّ هُمَزَهًٍِْ لُّمَزَهًٍِْ
وای بر هر عیب جوی مسخره کننده! (همزه/۱)