احساسمان با شماست... قصیدههامان... ای سربازان در نبرد.
ای پاسداران خورشید از بند مرد نمایان.
باد ما را از هم نگسیخت، به راستی پیکارِ شما، پیکار من است.
اگر یک سوار از شما بر زمین افتد، ریسمان [پیمان] م گلویم را میفشارد!
شاعر محمود درویش
سیدسجّاد
۱
من جوانم، اما عمر من نُه هزار سال است.
تنهایم، اما در میان دندههایم ازدحام است.
میترسم، اما ترسم از خودم است.
لالم، اما قلبم آکنده از کلام است.
شگفتم!
سیدسجّاد
۱
اگر مردم ارزش عشق را میدانستند، شب و روز از نماز دست نمیکشیدند تا خدایی را سپاس گویند که به آنان قدرت عشق ورزیدن را ارزانی داشته است.
کاربر ۳۴۳۲۴۴۲
۰
اگر مردم ارزش عشق را میدانستند، شب و روز از نماز دست نمیکشیدند تا خدایی را سپاس گویند که به آنان قدرت عشق ورزیدن را ارزانی داشته است.