جملات زیبا از متن کتاب اکبر کاراته و قلیه پیتو | طاقچه
تصویر جلد کتاب اکبر کاراته و قلیه پیتو
off
٪۴۰

کتاب اکبر کاراته و قلیه پیتو

۴.۳(از ۲۲ امتیاز)
نوع کتاب

۱۰,۰۰۰

۴۰٪

قیمت:

۶,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
شیخ مهدی تلو تلو خوران رفت طرف باتلاق. رادی داد زد و گفت: از این طرف! حرف که زد سنگینی‌اش بیشتر شد. شیخ مهدی نتوانست خودش را کنترل کند! گیج رفت و رفت طرف باتلاق. رادی جیغ زد. جیغش با خنده بچه‌ها در هم شد. شیخ مهدی رسید لب خشکی. رادی بلندتر جیغ زد. همه بلدتر خندیدند. رادی خواست چیزی بگوید که شیخ مهدی رفت در سرازیری خشکی و بعد با سر رفت توی باتلاق. شیخ مهدی افتاد و رادی هم افتاد رویش. پاهای رادی روی شانه‌های شیخ مهدی بود و سرش داخل باتلاق. بچه‌ها همه افتاده بودند به سینه خاک ریز و از خنده ریسه رفته بودند که غلامعلی داد زد: پاشید کمک کنید که حالا شیخ مهدی زیر رادی خفه می‌شه! می‌پُکه! و بعد دوید طرف رادی و شیخ مهدی که سرهایشان توی باتلاق بود و پاهایشان توی هوا این طرف و آن طرف می‌شد. می‌دوید و می‌گفت: بدوید تا شیخ‌مهدی زیر رادی نمُرده؛ اگه مُرد دیگه شیخ‌مهدی نداریم.
🍃🌷🍃
۲۰