نیچه فیلسوف مهمی است زیرا نخستین کسی بود که پیبرد «مدرن» بودن برای اروپاییها چه معنایی دارد. او میدید که دو هزار سال ایمان به ارزشهای مسیحی در شرف پایان است و این بدان معنا بود که زندگی بشر دیگر از هرگونه هدف و معنایی تهی شده است. دردناکتر اینکه نیچه معتقد بود تقریباً تمام باورها و ارزشهای بنیادین اندیشهی غربی صرفاً چیزی جز «متافیزیکِ» بیپایه و اساس نیست و باید صادقانه با این واقعیت ویرانگر روبرو شد. وی در نهایت نیاز به «انسانی جدید» را مطرح ساخت که این شرایط جدید و اهمیت آن را درک کند. نیچه همهی این ایدههای ناراحتکننده را به شیوهای فوقالعاده بیان کرد:
سرانجام افق بار دیگر بر روی ما گشوده خواهد شد، حتی اگر کورسویی بیش نباشد، سرانجام کشتیهایمان بادبان خواهند برافراشت... دریا، دریای ما دوباره پدیدار میشود، شاید هرگز چنین دریای بیکرانی وجود نداشته است. (۱)
نیچه میدانست که پیامبر است. تصاویر بهجامانده از وی معمولاً مردی را با سبیلهای پرپشت مضحک و چشمان خیرهی وحشی نشان میدهد. او همواره باور داشت که برای مخاطبان قدرشناستر آینده مینویسد و خود را «فیلسوف نسلهای بعد» توصیف میکرد؛ بنابراین، شاید امروز که صدسال از مرگ نیچه میگذرد ما همان مخاطبان باشیم و او نخستین پستمدرن بزرگ.