کلاس عقیدتی دیگری داشتیم که استادش، مرد بود و ما سر کلاس اصلا نباید حرف میزدیم، اگر سوالی داشتیم، باید در برگهای مینوشتیم از زیر پرده میگذاشتیم آن طرف. بعد استاد میخواند و جواب میداد. بههیچ وجه نباید از طرف زنها صدایی بلند میشد. زنها با سختی میتوانستند این قانون را رعایت کنند، دخترهای کوچک را نمیشد خفه کرد. بچه بودند و نمیفهمیدند چرا نباید حرف بزنند. حتی اگر دختربچه آب میخواست، نباید صدایش را مردها میشنیدند. اگر چیزی به مادرش میگفت، مادرش هم حق نداشت جوابش را بدهد تا وقتی که بروند خانه