جملات زیبا از متن کتاب فانوس کمین | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب فانوس کمین
off
٪۴۰

کتاب فانوس کمین

خاطرات جانباز آزده رسول کریم آبادی

۳.۷(از ۳ رأی)
نوع کتاب

۱۵,۰۰۰

۴۰٪

قیمت:

۹,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy
این‌جا مثل کربلاست. به میدان می‌روی تا شهید شوی. انگار انسان در همان لحظهٔ واپسین شکفته می‌شود. یک جور رهایی بود؛ پریدن از قفس تن؛ سبکبال، کنده شدن از زمین، بدون نگرانی، بدون ذره‌ای ترس. توی دلم نگفتم: نه، بمانم و فردا بیش‌تر تاثیرگذار باشم؛ بمانم شاید جای دیگری بیش‌تر به درد بخورم؛ نه! باید بروم؛ مرا خواسته‌اند.
Husain Gh
۴
یارسول برای تکمیل قطعه شهدای گمنام خود عضو جدید دانشجو می‌پذیرد. بشتابید! بشتابید که جنگ تمام بشود از یارسول نامی باقی نخواهد ماند...»
Husain Gh
۰
جارچی معروف گردان یارسول که برای عضوگیری در بین رزمندگان لشکر می‌دوید و بر طبل حلبی خود می‌کوبید، با صدایی رسا جار می‌زد: «آهای منم، شیپورچی گردان یارسول. به گردان یارسول به پیوندید. گردان‌یارسول‌الله، نامی‌آشنا برای آسمانی‌ها. نامی که می‌شناسید و به عاقبت کار خود اطمینان کامل دارید. آهای رزمندگانی که روی دستِ زمین مانده‌اید، گردان‌یارسول (ع) آخر خط عاشقی است. بعد چرخی می‌زد، می‌رفت روی یک تل بلند خاکی، فریادش را رساتر می‌کرد. حسابی بر طبل حلبی‌اش می‌کوبید و ادامه می‌داد: «در گردان یارسول، شما به دست‌کاری شناسنامه نیازی ندارید. بیائید که گردان یارسول مقدم دل‌تان را آسمانی می‌کند.
Husain Gh
۰
یک فانوس تو سنگر کمین داشتم تا بچه‌های ما بفهمند یک سنگر کمین جلوی روی‌شان هست
Husain Gh
۰