جملات زیبا از متن کتاب بافته | طاقچه
تصویر جلد کتاب بافته

کتاب بافته

۴.۳(از ۲۳۳ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر نیماژ

قیمت:

۲۰۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
یک پدر هرگز نمی‌میرد، یک پدر جاودانه است، صخره است، یک ستون است،
usofzadeh.ir
۶۰
«کسی که یک زندگی را نجات می‌دهد، کل دنیا را نجات می‌دهد.»
Mary gholami
۴۰
گاهی فکر کردن به این‌که هرچیزی انتهایی دارد، آرامش‌بخش است، این‌که بزرگ‌ترین شکنجه‌ها هم می‌توانند فردا تمام شوند.
Nazanin_K
۳۶
لعنت به جامعه‌ای که ضعیفان، زنان، بچه‌ها و تمام کسانی را که باید از آن‌ها حمایت کند، زیر پایش له می‌کند.
usofzadeh.ir
۳۳
اگر مردی بدهی و قرضی داشته باشد، به همسرش تجاوز می‌کنند تا تنبیهش کنند: اگر مردی با زنی متأهل رابطه داشته باشد، با تجاوز به خواهرانش او را مجازات می‌کنند. تجاوز سلاحی قدرتمند است، یک سلاح کشتارجمعی.
-Dny.͜.
۳۱
سرطان می‌ترساند، جدا می‌کند، دور می‌کند. بوی مرگ می‌دهد. همه در مقابل او ترجیح می‌دهند رویشان را برگردانند و دماغ‌شان را بگیرند.
-Dny.͜.
۲۷
گاهی زندگی تاریک‌ترین لحظات و روشن‌ترین لحظات را در کنار هم قرار می‌دهد. هم‌زمان هم چیزی به آدم می‌دهد و هم چیزی از او می‌گیرد.
farez
۲۷
آدم وقتی ناراحت است، دلش می‌خواهد آهنگ‌های غمگین گوش کند
-Dny.͜.
۲۵
تو حق نداری این‌جا باشی. تو یک دالیت هستی، یک تخلیه‌کنندهٔ توالت، همین هم باقی می‌مانی، همین‌طور هم زندگی خواهی‌کرد. تو در کثافت خواهی مُرد مثل مادر و مادربزرگت. مثل فرزندان و نوه‌هایت و تمام نوادگانت. برای قرن‌ها و قرن‌ها هیچ‌چیز دیگری برای شما نخواهد بود، برای شما نجس‌ها، زباله‌های بشریت، هیچ‌چیزی جز این بوی زننده، فقط مدفوع دیگران، باید مدفوع همهٔ دنیا را جمع کنید
rezaat98
۲۱
مدرسه برای درس خواندن ساخته شده، نه برای به بردگی کشیدن.
آروشا دهقان
۱۸
برای داشتن شهامت، لازم نیست که حتماً نجیب‌زاده بود
zaraakra
۱۷
یک پدر هرگز نمی‌میرد، یک پدر جاودانه است، صخره است، یک ستون است
shayan khe
۱۵
گاهی فکر کردن به این‌که هرچیزی انتهایی دارد، آرامش‌بخش است، این‌که بزرگ‌ترین شکنجه‌ها هم می‌توانند فردا تمام شوند.
farez
۱۴
«کسی که یک زندگی را نجات می‌دهد، کل دنیا را نجات می‌دهد.»
farez
۱۴
«آن‌ها نمی‌دانستند که این کار غیرممکن است، پس انجامش دادند.»
rezaat98
۱۳
لعنت به جامعه‌ای که ضعیفان، زنان، بچه‌ها و تمام کسانی را که باید از آن‌ها حمایت کند، زیر پایش له می‌کند.
hamid
۱۳
او از این مبارزه پیروز بیرون خواهد آمد، شاید کم‌خون اما سرپا. چه اهمیتی دارد که درمانش چند ماه یا چند سال طول می‌کشد، چه اهمیتی دارد که چقدر باید زمان صرف کند، او از این پس، تمام انرژی، هر دقیقه و هر ثانیه‌اش را با جان‌ودل و برای مباره با این بیماری، وقف خواهد کرد.
أبوٰمُخلــــِـــٰـــصْ
۱۳
مردم حتی در خوابیدن هم مثل هم نیستند. مردم در هیچ‌چیز باهم برابر نیستند.
hamid
۱۲
وقتی در بین کوسه‌ها شنا می‌کنیم، بهتر است که خونی از بدن‌مان نیاید.
Majidg72
۱۲
خیلی دلش می‌خواست که مادرش به‌خاطر او بجنگد، خیلی دوست داشت وارد مدرسه بشود و بین بچه‌های دیگر بنشیند. خواندن و حساب کردن یاد بگیرد. اما این کار ممکن نبود، پدر اسمیتا مثل ناگاراجان مرد خوبی نبود، تندخو و خشن بود، همسرش را کتک می‌زد، کاری که در این‌جا همه می‌کنند. اغلب می‌گفت: یک زن با شوهرش برابر نیست، بلکه به او تعلق دارد. دارایی‌اش است، برده‌اش. باید از خواستهٔ شوهرش اطاعت کند. بدون‌شک پدرش ترجیح می‌داد گاوش را نجات دهد تا همسرش را.
حــق پرســت
۱۱
وقتی سارا در آینه به خودش نگاه می‌کرد، زنی چهل‌ساله را می‌دید که در همه‌چیز موفق بود: سه فرزند زیبا داشت، خانه‌ای مرتب و منظم در محله‌ای معروف و شغلی که خیلی‌ها آرزویش را داشتند. شبیه به زن‌هایی بود که در مجله‌ها دیده می‌شوند، خنده‌رو و همه‌چی‌تمام. زخم‌هایش دیده نمی‌شد، نامرئی بود و تقریباً در زیر آرایش بی‌نقص و کت‌ودامن‌های دوخت بزرگ‌ترین طراحان مد مخفی شده بود. اما آن‌جا بود. سارا کوئن مثل هزاران زن در سرتاسر کشور به دو قسمت تقسیم شده بود. بمبی بود که آمادهٔ انفجار است.
حــق پرســت
۱۱
زندگی گذشته‌اش یک دروغ بود، این یکی واقعی خواهد بود.
أبوٰمُخلــــِـــٰـــصْ
۱۰
یک پدر هرگز نمی‌میرد، یک پدر جاودانه است، صخره است، یک ستون است
love.is.books
۱۰
«آن‌ها نمی‌دانستند که این کار غیرممکن است، پس انجامش دادند.»
Robab
۹
همهٔ روزها شبیه هم هستند. مثل یک صفحهٔ گرامافون خط‌خطی که تا بی‌نهایت یک سمفونی جهنمی را می‌نوازد
عرف
۸
گاهی زندگی تاریک‌ترین لحظات و روشن‌ترین لحظات را در کنار هم قرار می‌دهد. هم‌زمان هم چیزی به آدم می‌دهد و هم چیزی از او می‌گیرد.
Ali Reza
۸
«یک زن آزاد دقیقاً نقطهٔ مقابل یک زن سبک است.»
SARA
۸
«یک زن آزاد دقیقاً نقطهٔ مقابل یک زن سبک است.» سیمون دوبووار
نازنین عظیمی
۷
«عشق فرّار است، همان‌طور که می‌آید، می‌رود، گاهی در یک چشم برهم زدن.»
elham
۷
پزشکی که به او اطلاع داد مبتلا به سرطان است. بدون‌شک، پزشک این لغت را نمی‌گوید، این واژه‌ای است که هیچ‌کس به زبان نمی‌آورد، واژه‌ای که باید پشت درازه‌گویی‌ها آن را حدس زد، آن‌ها این واژه را پشت زبان نامفهوم پزشکی غرق می‌کنند. انگارکه یک فحش است، حرام است، نفرین‌شده است. بااین‌حال منظورش دقیقاً همین است.
SARA
۷