حالا معنی غربت را میفهمیدیم! ما در شهری بودیم که حرم دختر حضرت علی (ع) و دختر امام حسین (ع) در آن شهر بود؛ اما نمیتوانستیم امشب را کنار این حرمها باشیم و این نبودن به شکستن بغض ما کمک کرد. یکدفعه دلم برای هیئت ریحانه و روضه خواندن محمدحسین تنگ شد. تنها چیزی که به دلم آرامش میداد این حرف یکی از دوستان بود که میگفت: «حضرت علی (ع) برای مراقبت از حریم دخترش ما را انتخاب کرده بود».