جملات زیبا از متن کتاب رفیق مثل رسول | طاقچه
تصویر جلد کتاب رفیق مثل رسول
off
٪۴۰

کتاب رفیق مثل رسول

نگاهی به زندگی و خاطرات مدافع حرم شهید محمدحسن (رسول) خلیلی

۴.۸(از ۱۶۶ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
شهلا پناهی
انتشارات: 
نشر شهید کاظمی
categoryدسته‌بندی: 
دفاع مقدس، خاطرات

۱۵,۰۰۰

۴۰٪

قیمت:

۹,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
تنها چیزی که به دلم آرامش می‌داد این حرف یکی از دوستان بود که می‌گفت: «حضرت علی (ع) برای مراقبت از حریم دخترش ما را انتخاب کرده بود».
Fasihi
۶۶
-بیا قرار بذاریم مراقب دوتا چیز توی دوستی باشیم. -مراقب چی؟ -یکی نماز؛ بخصوص نماز صبح، یکی هم نگاه به نامحرم. بعدش مجدد به خاطر سلام نکردن به مادرش ازش معذرت‌خواهی کردم.
Fasihi
۵۷
«رسول جان؛ چون ایمان دارم که شهادت عاقبت‌به‌خیر شدنه، برات دعا می‌کنم؛ اما یادت باشه شهادت مقصد نیست، شهادت راه رسیدن به خدا را تسهیل می‌کنه».
Fasihi
۵۰
اخلاق بسیجی داشتن، مهم‌تر از لباس بسیجی داشتن است.
محمدحسین
۳۵
حالا معنی غربت را می‌فهمیدیم! ما در شهری بودیم که حرم دختر حضرت علی (ع) و دختر امام حسین (ع) در آن شهر بود؛ اما نمی‌توانستیم امشب را کنار این حرم‌ها باشیم و این نبودن به شکستن بغض ما کمک کرد. یک‌دفعه دلم برای هیئت ریحانه و روضه خواندن محمدحسین تنگ شد. تنها چیزی که به دلم آرامش می‌داد این حرف یکی از دوستان بود که می‌گفت: «حضرت علی (ع) برای مراقبت از حریم دخترش ما را انتخاب کرده بود».
هامان
۳۳
خرم آن روز که پرواز کنم تا بر دوست به امید سر کویش پر و بالی بزنم من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم آنکه آورد مرا باز برد تا وطنم مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته‌اند از بدنم شادی روح شهدا صلوات
m_Yahyaee
۳۲
-خطبه عقد ما رو حضرت امام (ره) خوندند. اون روز رو خوب یادمه. اواخر فروردین‌ماه شصت‌ویک بود. ما از ۵ صبح از خونه بیرون اومده بودیم. اتفاقاً روز قدس هم بود. -چرا ۵ صبح؟ با خنده گفت: «آقای توسلی مسئول دفتر حضرت امام (ره) گفته بودند؛ این تاریخ که به شما وقت داده شده، با توجه به اینکه روز قدس هست، حضرت امام (ره) دیدار با مسئولین دارند. بهتره بذارید برای یک روز دیگه». بابا هم گفته بود: «ما برنامه‌ریزی کردیم. شما هر ساعتی بگید، ما مشکلی ندار
قاصدک
۳۱
شهدا در یک‌چیز مشترک بودند و آن عشق واقعی بود. یک جنسی از عشق که قابل‌گفتن نیست. فقط باید برای رسیدن به آن تلاش کرد و حتماً یک چاشنی دیگر هم لازم داشت؛ مثل حجب و حیاء، رعایت لقمه، گذشت و... خلاصه یک‌چیزی که این معادله را کامل کند.
sh
۳۰
«حضرت علی (ع) برای مراقبت از حریم دخترش ما را انتخاب کرده بود»
محمدحسین
۲۵
حمله به حسینیه‌ها و مردم عزادار و آتش زدن پرچم‌هایی که اسامی اهل‌بیت علیهم السلام، خاصه امام حسین (ع) روی آن ثبت شده بود، جرقه غیرت مردم را شعله‌ور کرد
محيا
۱۸
گاهی برای اوج گرفتن، باید پایین آمد، کمک کرد، دستی را گرفت، آبرویی را خرید و دلی را شاد کرد
zahra sadat
۱۴
شهدا در یک‌چیز مشترک بودند و آن عشق واقعی بود. یک جنسی از عشق که قابل‌گفتن نیست. فقط باید برای رسیدن به آن تلاش کرد و حتماً یک چاشنی دیگر هم لازم داشت؛ مثل حجب و حیاء، رعایت لقمه، گذشت و... خلاصه یک‌چیزی که این معادله را کامل کند.
niki
۱۳
گاهی آدم‌ها عقده‌هایی دارند که فقط منتظر یک فرصت برای پنجه کشیدن به صورت برادر، دوست و هم‌شهری خودشان هستند».
Fatemeh sharif
۱۱
نوشتن بهانه می خواهد و چه بهانه ای برتر از اطاعت امر مقام معظم رهبری؟ که فرمودند: «من عقیدهٔ راسخ دارم بر اینکه یکی از نیازهای اساسی کشور، زنده نگه داشتن نام شهدا است». با نیت تقرب الهی و با عنایت شهدا؛ خاصه شهید محمدحسن (رسول) خلیلی، قدم در این راه گذاشتم و همهٔ امیدم همراهی و لطفی بود که در این مسیر به من موهبت شد. قلم من در حد بزرگواری، مهربانی و عظمت روح آقا رسول نبود؛ برای همین، رفاقت را بهانه کردم؛ چون می دانستم رسول با هرکسی دست رفاقت بدهد تا آخر راه همراهی اش می کند و الحق که برایم سنگ تمام گذاشت. ماه ها تحقیق و مصاحبهٔ دوستان رسول به یک کلام ختم می شد. همه از کوچک و بزرگ، فرمانده و همکلاس دوران دبستان، همسایه و همرزم گرفته تا سنگ تراش مزارش، گفتند: «آقا رسول تنها رفیق ما بود.
قاصدک
۱۰
«گاهی برای پرواز و اوج گرفتن باید برای انجام کار خیر یا گرفتن دستی خیلی پایین بیایید».
سید شهاب الدین محمدی
۱۰
«حضرت امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم است» (غررالحکم).
تاسیـآن
۹
«رسول جان؛ چون ایمان دارم که شهادت عاقبت‌به‌خیر شدنه، برات دعا می‌کنم؛ اما یادت باشه شهادت مقصد نیست، شهادت راه رسیدن به خدا را تسهیل می‌کنه».
سید شهاب الدین محمدی
۹
اول به سراغ نظرکرده‌های حضرت زهرا (س) می‌رفتم. آن‌ها که حتی از جا ماندن اسمشان هم گذشتند. برای بیشتر شدن رفاقتم با شهدا، باهم قرار گذاشتیم، من خاک از مزار آن‌ها بگیرم و آن‌ها غبار از دل من.
mo az
۸
ایمان به خدا و اهل‌بیت علیهم السلام مهم هست؛ اما تکمیل‌کننده این مسیر از خود گذشتن و ایثار است
کاربر ۱۹۳۸۴۳۱
۸
-بیا قرار بذاریم مراقب دوتا چیز توی دوستی باشیم. -مراقب چی؟ -یکی نماز؛ بخصوص نماز صبح، یکی هم نگاه به نامحرم.
zahra sadat
۷
«من از خدا می‌خواهم من رو از یاران مخلص و حقیقی امام زمانم قرار بده».
niki
۷
«گاهی یک نگاه حرام شهادت را برای کسی که لیاقت شهادت دارد، سال‌ها عقب می‌اندازد»
F.Nouri
۷
چراغ که روشن شد رنگ تیره وسایل انباری خورد توی ذوقم. رفتم بین وسایلی که بابا دسته‌بندی و طبقه‌بندی کرده بود. به دنبال یک صفحه فلزی گشتم. چیزی پیدا نکردم. می‌دانستم بخواهم باز هم بگردم، نظم همه‌چیز را به هم می‌زنم، برای همین چراغ را خاموش کردم و آمدم بالا، به اتاق که رسیدم لرز کوچکی به تنم نشست. رفتم کنار بخاری تا گرم شوم، مامان گفت: «رسول، تو این سرما بدون کاپشن کجا رفتی؟» دستم را روی گرمای بخاری گرفتم، گفتم: «هیچی رفتم توی انباری دنبال چیزی می‌گشتم؛ اما پیدا نکردم». -الان وقت داری یکم برام از زندگیت تعریف کنی؟ مامان نشانه صفحات را لای قرآن گذاشت. بعد از بوسیدنش آن را داخل جلد مخملی که تازه دوخته بود، گذاشت و با احترام قرآن را به دست من داد. -بذار سر جاش.
قاصدک
۶
آقا مرتضی گفت: «رسول جان؛ چون ایمان دارم که شهادت عاقبت‌به‌خیر شدنه، برات دعا می‌کنم؛ اما یادت باشه شهادت مقصد نیست، شهادت راه رسیدن به خدا را تسهیل می‌کنه».
میم
۶
صدای هلهله و الله‌اکبر مسلحین در فضا پیچیده بود. آن‌ها با تمام توان تلاش می‌کردند که به لحاظ روانی ما را تضعیف کنند. بچه‌ها بغض شدیدی کرده بودند. صدای هلهله برای همه ما تداعی ظهر عاشورا و تنهایی امام حسین (ع) را داشت. یکی از بچه‌ها گفت: «بچه‌ها هیچی عوض نشده، این شامی‌ها هنوز اخلاق پدرانشون رو دارند»
محمدحسین
۶
گاهی برای اوج گرفتن، باید پایین آمد، کمک کرد، دستی را گرفت، آبرویی را خرید و دلی را شاد کرد و این یکی از درس‌های رشد بود که ما کنار مربی‌مان یاد می‌گرفتیم.
کاربر ۱۹۳۸۴۳۱
۶
برای بیشتر شدن رفاقتم با شهدا، باهم قرار گذاشتیم، من خاک از مزار آن‌ها بگیرم و آن‌ها غبار از دل من. می‌نشینم کنارشان باهم حرف می‌زنیم، من سنگ مزارشان را پاک می‌کنم، رنگ نوشته‌ها و حکاکی‌های روی سنگ‌ها را پررنگ‌تر می‌کنم. آن‌ها هم در عالم رفاقت سنگ‌تمام می‌گذارند و برایم مسیر را مشخص می‌کنند که عاقبتم ختم به خیر شود.
کاربر ۵۷۳۵۸۳۱
۶
اگر روزی شهادت قسمت من شود، برای یکی از چیزهایی که حتی در بهشت نیز دل‌تنگش می‌شوم، نگاه به صورت خانواده‌ام است
sera
۵
شهدا در یک‌چیز مشترک بودند و آن عشق واقعی بود. یک جنسی از عشق که قابل‌گفتن نیست. فقط باید برای رسیدن به آن تلاش کرد و حتماً یک چاشنی دیگر هم لازم داشت؛ مثل حجب و حیاء، رعایت لقمه، گذشت و... خلاصه یک‌چیزی که این معادله را کامل کند.
zahra sadat
۵
شهید حسین خرازی «گاهی یک نگاه حرام شهادت را برای کسی که لیاقت شهادت دارد، سال‌ها عقب می‌اندازد».
zahra sadat
۵