کمال بهخاطر درجه و موقعیتی که داشت، میتوانست اصلاً به منطقه درگیری وارد نشود، اما همیشه میگفت: «من نگاه نمیکنم که چه چیزی در شأن منه؟ من نگاه میکنم که چه کاری روی زمین مونده و باید انجام بشه، همون کار رو انجام میدم». همین اخلاق باعث شده بود که وارد درگیری شود و به عنوان سوغات با خودش چند ترکش ریز بیاورد.