به خاطر همین بیپولی بود که ما از پخش صدای فیلم در بیرون از سالن سینما استفادهٔ دیگری میکردیم و آن این بود که میرفتیم مینشستیم لب جوی آب مقابل سینما و دل میسپردیم به صدای فیلم و با بازسازی ذهنی تصاویر، فیلم را در خیال تماشا میکردیم. اگر فیلم را قبلاً دیده بودیم، که اکثراً دیده بودیم، کارمان راحتتر بود. تکتک نماهای فیلم را بیکموکاست همزمان با صدا تجسم میکردیم. ولی اگر فیلم را ندیده بودیم از قوهٔ تخیل خود کمک میگرفتیم. شکل و شمایل قهرمانان فیلم را از روی عکسهایی که در ویترینهای دو طرف در ورودی قرار داشت الگوبرداری میکردیم. گاهی وقتها برای صدایی که میشنیدیم شخصیت متفاوتی را تجسم میکردیم