جملات زیبا از متن کتاب سه شنبه ها با موری | طاقچه
تصویر جلد کتاب سه شنبه ها با موریsubscriptionAvailable

کتاب سه شنبه ها با موری

۴.۲(از ۵۴۹ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
میچ البوم، راضیه عبدلی
انتشارات: 
نشر روزگار

قیمت:

۳۶,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

«می‌خواهی ذره ذره محو و نابود شوی یا از روزهای باقی مانده بهترین استفاده را ببری؟»
t.ftm.s
۲۴۳
«بله، اما اگر پیر شدن تا این اندازه خوبه، چرا مردم همیشه میگن کاش هنوز جوون بودیم. کسی رو ندیدم که بگه کاش شصت و پنج ساله بودم.» درحالیکه لبخند می‌زد، گفت: «می‌دونی این نشانهٔ چیه؟ زندگی ناموفق. زندگی بدون معنی و مفهوم. چون اگه به معنی و مفهوم برسی، دیگه دلت نمی‌خواد که به عقب برگردی، فقط می‌خوای به جلو بری. می‌خوای بیشتر ببینی، کارهای بیشتری بکنی.
فرنوش
۲۱۷
«می‌دونی میچ، حقیقت اینه که اگر چگونه مردن رو یاد بگیری، چگونه زندگی کردن رو هم یاد می‌گیری.»
فرنوش
۱۴۱
«زود جا نزن، بیش از حد هم لفتش نده.»
B.A.H.A.R
۱۱۸
چقدر خوب است که برای دلسوزی به حال خودمان نیز زمان مشخص و محدودی در نظر بگیریم، چند دقیقه اشک بریزیم و بعد به سراغ کارهایی برویم که در پیش رو داریم
B.A.H.A.R
۹۷
این همون چیزیه که همه منتظرش هستیم. آرامشی به نام مردن. اگه بدونیم که می‌تونیم با مردن به آرامش برسیم، پس می‌تونیم از انجام این کار سخت هم بربیایم.» - «چه کاری؟» - «زندگی کردن در آرامش.»
فرنوش
۹۲
«یکدیگر را دوست بدارید یا اینکه بمیرید.»
Mithrandir
۹۲
موری گفت: «می‌دونی میچ، اشکال اینه که همه عجله دارند. مردم به مفهومی در زندگیشون نرسیدن، به همین دلیل همیشه شتاب دارند که آن را بیابند. به فکر ماشین نو، خونه نو و شغل تازه هستند. بعد می‌بینند که این‌ها تهی و بی‌معنا هستند. برای همین به دویدن ادامه می‌دهند.»
ساجده عباسی
۷۲
بعضی وقتا که صبح‌ها بیدار می‌شم گریه می‌کنم، و به حال خودم غصه می‌خورم و بعضی روزها به شدت عصبانی و بدخلق می‌شوم، اما این حالتم خیلی دوام نمی‌آورد. از جایم بلند می‌شوم و می‌گویم دوست دارم زندگی کنم... تا به امروز که موفق بوده‌ام. اینکه می‌تونم ادامه بدم رو نمی‌دونم، اما با خودم شرط بسته‌ام که ادامه بدم.»
smne
۶۴
«فرهنگ ما آن‌طور نیست که در مردم حس خوشبختی ایجاد کند. باید به اندازهٔ کافی قوی باشی که اگه تشخیص دادی فرهنگ به وظایفش عمل نمی‌کند، از آن حمایت نکنی و خودت یک فرهنگ ایجاد کنی.»
دانور🌱
۵۶
اگر استاد موری شوارتز در زندگی فقط یک جمله به من آموخته باشد، آن جمله این است: «در زندگی چیزی به نام خیلی دیر شده وجود ندارد.» او خودش تا لحظهٔ آخر زندگی‌اش مرتب در حال تغییر بود.
فرنوش
۴۴
«آنچه را می‌توانی انجام دهی و آنچه را نمی‌توانی انجام دهی همه را بپذیر»؛ «بپذیرید که گذشته هرچه بوده گذشته، بدون آنکه آن را انکار کنید»؛ «یاد بگیرید خود و دیگران را ببخشید.»
ریحانه 🌱
۴۰
اگه حمایت و مهر و عشق خانواده رو نداشته باشی، درواقع می‌شه گفت که هیچی نداری.
Mithrandir
۳۸
«هر جامعه‌ای مشکلات خودش رو داره.
ݥحَّدٽہ
۳۸
عشق یعنی تو در مورد وضعیت دیگران طوری نگران باشی که انگار وضعیت خودته.
Mina.Hp
۳۶
موری گفت: «می‌دونی، وحشتناکه وقتی می‌بینی بدنت ذره ذره آب میشه و چیزی ازش باقی نمی‌مونه، اما یه جورایی جالب هم هست، چون بهت فرصت خداحافظی میده.» سپس لبخندی زد. «همه این قدر خوشبخت نیستند.»
فرنوش
۳۳
فرهنگ ما درس‌های غلط به ما می‌دهد. باید اونقدر قوی باشی و جسارت داشته باشی که اگر این فرهنگ را نمی‌پسندی ازش حمایت نکنی و خودت فرهنگی جدید بسازی. اغلب مردم این کار رو انجام نمی‌دهند.
Mithrandir
۳۰
«وقتی در رختخواب هستی مرده‌ای.»
nastaran j
۲۹
موری دوباره گفت: «همه می‌دونند که روزی می‌میرند، اما کسی هنوز به این باور نرسیده. اگر باور می‌کردیم، رفتارمون رو تغییر می‌دادیم.»
کاربر ۱۵۰۸۸۲۲
۲۹
اگه امروز آخرین روز زندگی من در این جهان بود چه کار می‌کردم؟»
mahsa
۲۶
«آنچه را می‌توانی انجام دهی و آنچه را نمی‌توانی انجام دهی همه را بپذیر»؛ «بپذیرید که گذشته هرچه بوده گذشته، بدون آنکه آن را انکار کنید»؛ «یاد بگیرید خود و دیگران را ببخشید.»
leila_m
۲۶
عشق، تنها کار عقلانی و منطقی است
Hanna Ra
۲۲
میچ راستش تو منو یاد کسی می‌اندازی که در جوانی همیشه دلش می‌خواست حرفاش رو درون خودش نگه داره.» - «چه کسی؟» - «خودم»
خوش
۲۱
به هر گلی که نگاه می‌کنم چهره تو را می‌بینم و چشمانت را در ستاره‌های در فضا، این اندیشهٔ توست، عشق من...
💜ghazal💜
۲۰
خودت رو وقف جامعهٔ اطرافت بکن. وقتت را صرف کاری کن که به زندگیت معنا و هدف بده.»
پگاه
۱۹
حتی بعد از مرگ هم، عشق، تو رو زنده نگه می‌داره
نــے‌آیش🐋
۱۹
یک معلم در جاودانگی تو اثر می‌گذارد؛ و هرگز نمی‌توانی بگویی که این تاثیر چه وقت پایان می‌پذیرد.
masom.bdr
۱۸
من عاشق لبخندهای موری بودم. هر وقت به دیدنش می‌رفتم لبخندی می‌زد. در واقع با همه همین‌طور بود. می‌خواست خوشحالی‌اش را از دیدن دیگران ابراز کرده باشد.
fatima
۱۸
جملات زیبا و قصار می‌نوشت: «آنچه را می‌توانی انجام دهی و آنچه را نمی‌توانی انجام دهی همه را بپذیر»؛ «بپذیرید که گذشته هرچه بوده گذشته، بدون آنکه آن را انکار کنید»؛
B.A.H.A.R
۱۸
همه می‌دونند که روزی خواهند مرد. اما کسی هنوز به این باور نرسیده.»
mobina
۱۷