جملات زیبا از متن کتاب سوپ ماهی قرمز | طاقچه
تصویر جلد کتاب سوپ ماهی قرمزsubscriptionAvailable

کتاب سوپ ماهی قرمز

خانواده‌ی باحال ۳

۴.۶(از ۳۰ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۷۳,۴۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

ژان ـ آ همیشه لج آدم را در می‌آورد، چون فکر می‌کند همیشه حق با اوست و خودش درست می‌گوید. کمی فکر کرد و گفت: «نظرت در مورد بادیگارد شدن چیه؟» «با عینک؟ هیچ‌وقت کسی یه آدم لوچ رو استخدام نمی‌کنه.»
𝒌𝒆𝒓𝒎 𝒌𝒆𝒕𝒂𝒃📚🕊️
۱۲
با طناب تاب، یک کمند درست کردم. توی جیبم سنگینی چاقوی سوئیسی‌ام را احساس می‌کردم و حس خوبی داشتم اما نمی‌دانستم اگر جانور سیاه‌گوش یکهو روی ما بپرد، دربازکن به چه دردی می‌خورد.
SARINA
۲
پدر پزشک خیلی ماهری‌ست. ولی همیشه وقتی می‌خواهد از چیز تازه‌ای که خریده استفاده کند یک‌جای کار ایراد پیدا می‌کند. این بار هم وقتی دوربین بالاخره عکس را گرفت پدر چنان در حال بد و بیراه گفتن بود که حتی از روی عکس هم می‌توانستیم صدایش را بشنویم.
SARINA
۰
ویکتور یک خروس‌جنگی پا کوتاه است. قدش به سختی به بیست سانتی‌متر می‌رسد ولی آن‌قدر وحشی است که پدر مجبور شده یک تابلوی خطر روی نرده‌های ورودی خانه بزند که رویش نوشته: «مواظب باشید خروس وحشی!» این را بیشتر به خاطر پستچی زده. همین‌که او یک بسته یا نامهٔ سفارشی می‌آورد، ویکتور بال‌هایش را مثل دیوانه‌ها به هم می‌زند و توی حیاط دنبال او می‌دود تا جوراب‌هایش را نوک بزند.
SARINA
۰
انتخاب شغل مثل خریدن شکلات و آبنبات می‌ماند؛ تا وقتی هنوز تصمیم نگرفته‌ای که کدام یکی را برداری، آدم فکر می‌کند که همهٔ آنها مال اوست.
curtain
۰
در دریای مانش جزر و مد وجود دارد؛ وقتی کبودشده و لرزان از آب بیرون می‌آمدیم، باید چند کیلومتر می‌رفتیم تا به حوله‌های‌مان که در جای خشکی انداخته بودیم برسیم.
curtain
۰
با طناب تاب، یک کمند درست کردم. توی جیبم سنگینی چاقوی سوئیسی‌ام را احساس می‌کردم و حس خوبی داشتم اما نمی‌دانستم اگر جانور سیاه‌گوش یکهو روی ما بپرد، دربازکن به چه دردی می‌خورد.
curtain
۰
ژان ـ آ همان‌طور که به تلویزیون کنار سالن چشم دوخته بود با تردید گفت: «تو فکر می‌کنی می‌تونیم ازش بخوایم که تلویزیونش رو روشن کنه؟ الان وقت برنامهٔ رین تن‌تنه...» مادر هشدار داد: «اولین کسی که حرف از تلویزیون بزنه تا وقتی به سن قانونی برسه باید ظرف‌ها رو بشوره.»
M.D
۰
خانم شوارتزنبوم کیک‌های مختلف محلی آن هم فقط برای ما می‌پخت، شیرینی‌هایی با اسم‌هایی عجیب که بیشتر به آدم بدهای کتاب باب موران شبیه بود: الفل اشترودل، کوگل هوف، اشتول، براوکا...
M.D
۰