جملات زیبا از متن کتاب راه رفتن روی بند | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب راه رفتن روی بندsubscriptionAvailable

کتاب راه رفتن روی بند

مجموعه شعر

۲.۳(از ۶ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
روجا چمنکار
publisherانتشارات:
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی:
شعر معاصر

قیمت:

۷۱,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

من شعرهایی دارم که گروه خونی‌شان گره می‌خورد به چشم‌هایت
min
۵
نباخته‌ای که نبُرده باشی نه خیابانی که با من قدم زده باشی نه کافه‌ای که روبه‌رویم نشسته باشی نه غروبی نه بارانی نبوده‌ای که نباشی نرفته‌ای که نیامده باشی
(:Ne´gar:)
۳
و همین وقت‌هاست که من قهقهه می‌زنم وقتی که توی خودم دارم بلندبلند گریه می‌کنم
mahi
۳
دلبستگی‌هایم یکی به بستن چمدان بود و یکی به آمدن‌ِ تک‌خالِ پیک در یکی مهارت نداشتم و در دیگری بخت خیالت تخت این دست هفتم است
سُهاد
۱
شبی که مُردم از لابه‌لای پنجره سوز می‌آمد زمان گاهی به‌جای گذشتن در نقطه‌ای نَخ‌کِش می‌شود
سُهاد
۱
ـ تنها که نمی‌شود این وقتِ شب و این‌طور تمام طولِ تب‌دارِ تاریک را با من قدم زدی
کاربر ۸۴۷۸۴۰۷
۰
شَهدی نداشتی که شیرینم کنی فرهادِ جام‌های تلخ من از لب‌های تو پریده‌ترم
سُهاد
۰
من تمام قدم‌هایم را در تو جا گذاشتم و از آن به بعد سر از هر زمینی درآوردم سرزمین نبود مرجانی نبود جهانی را درون‌شان پنهان کرده‌ام بسیاری از من لابه‌لای‌شان ریشه می‌زنند و رشد می‌کنند عاشقت می‌شوند و می‌میرند نمی‌گذارم بمیرند
سُهاد
۰
تمرکز کن به کاغذهای خیس مثل آسمان‌ِ خیسِ پاره‌شده فکر نکن بند، بند رخت است ساده اما نگه‌دارنده بند دل است لرزیده اما محکم شعر امروز است بحران‌زده اما زیبا اما زنده و فکر کن بند بند دلی‌ست که پاره نمی‌شود پرت نمی‌شوی
سُهاد
۰
و فکر کن بند خیابان ولی‌عصر است وقتی باهم قدم می‌زنیم و به شانه‌هات تمرکز کن که هنوز فرو نریخته و به دست‌هات که هنوز متصل‌اند به شانه‌هات راه رفتن روی بند مثل راه رفتن روی آب نیست تو با دو دست باز دو چشم باز مفصل‌های ترک‌خورده
سُهاد
۰