کرانتوکس- (از کمی دور) هر کار می خواهید بکنید. لطفا برای من دست تکان بدهید.
باربر- (فریاد می زند) من برای شما دست تکان می دهم. نگاه کنید به جای برادرتان، به جای آن دختر، آن خواهر، بچه هایی که هرگز آنها را ندیدید. به امید دیدار.
Elahe Ebrahimi
۴
آن- برای اینکه گذاشته بود زندانی ها فرار کنند. درهای کامیون هایی را که زندانی ها را به قتلگاه ها می بردند باز کرده بود. از همه بدتر اینکه به آنها نان هم داده بود چون اکثر آنها از گرسنگی در حال مرگ بودند.
Elahe Ebrahimi
۴
گورستان ها، بهترین و قابل اعتمادترین اخبار را به انسان می دهند
علیرضا
۲
دعا؟ برعکس من عقیده دارم که مردگان باید برای من دعا بخوانند.
علیرضا
۱
فکر نمی کنم که با بودن او، من تنها باشم اما او با وجود زنده بودن من، تنهاست.
𝑪𝒂𝒓𝒂𝒎𝒆𝒍
۱
انتظار (آه می کشد) چیز خوبی نیست اما اجباراً باید تحمل کرد.
Book
۰
همیشه دلم می خواست بدانم فقر چیست اما هرگز آن را تجربه نکرده ام.