جملات زیبا از متن کتاب پرواز آخر | طاقچه
تصویر جلد کتاب پرواز آخر
off
٪۴۰

کتاب پرواز آخر

یادداشت‌هایی درباره شهید احمد کاظمی

۴.۴(از ۱۰ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
محمدمهدی بهداروند
انتشارات: 
نشر شهید کاظمی
categoryدسته‌بندی: 
دفاع مقدس، خاطرات

۱۰,۰۰۰

۴۰٪

قیمت:

۶,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
هنوز روز تشییع احمد در اصفهان و گریه‌های حاج قاسم سلیمانی فراموشم نمی‌شود.
shariaty
۱۵
تردیدی نیست هرکدام از ما هم که اکنون شاهد رفتن دیگرانیم، روزی خواهیم رفت.
shariaty
۱۴
من اعتقاد دارم و به این اعتقادم نیز پایبند و راسخ هستم که هیچ‌کدام از این بچه‌ها در جبهه به شهادت نرسیدند، مگر اینکه خودشان خواستند
shariaty
۶
نزدیک‌تر شد، دستش را گذاشت روی شانه‌ام و گفت: «برادر احمد، من آماده‌ام و هیچ‌کاری ندارم همین دوسه روزه شهید می‌شوم»
shariaty
۴
ما در دوران جنگ چیزهایی یاد گرفته‌ایم که خیلی مهم است. یکی از آن اصول این است که با روشی که دشمن با شما می‌جنگد نجنگید. نکته دیگر اینکه با دشمن مسابقه تسلیحاتی ندهید. اگر بخواهی با قدرت‌ها و قوت‌های دشمن مقابله کنی موفق نمی‌شوی. باید دشمن را خوب بشناسی، توانایی‌ها و ضعف‌هایش را بشناسی، آنگاه از توان خودت استفاده کنی و به ضعف‌های دشمن حمله کنی. اینها گفتنش ساده است ولیکن به کارگیری‌اش مسئله مهمی است.
montazer313
۴
کاظمی از شیوه «فرماندهی در صحنه» پیروی می‌کرد، به گونه‌ای که همیشه خود پیشتر از رزمندگان حرکت می‌کرد.
shariaty
۳
یکی از حکمت‌های شهادت سردار سرلشکر احمد کاظمی و هم‌رزمان وی دمیدن دوباره روحیه شهادت‌طلبی در کالبد جوانان کشور بویژه رزمندگان اسلام بود
shariaty
۲
در «کربلای ۴» پس از دو ساعت از آغاز درگیری، متوجه لورفتن منطقه شدیم
shariaty
۲
شنیدم قرار بوده هواپیما بعد از پیاده‌کردن احمد و هیئت همراهش به کرمانشاه برود و سردار سلیمانی را بیاورد. به چندجا زنگ زدم و التماس کردم قاسم با هواپیما نیاید.
shariaty
۰
ولی دل من برای قاسم سلیمانی و باقر قالیباف بیشتر می‌سوخت. آنها عجیب یار هم بودند. خانه‌های آنها در یک شهرک کنار هم بود و همیشه با هم مشورت می‌کردند و لو برای یک سفر مشهد.
shariaty
۰
در ۱۸ سالگی در صف مبارزین قرار گرفت و در جبهه‌های جنوب لبنان حاضر شد و مبارزه را با استکبار و اشغالگران شروع کرد.
shariaty
۰
آن پل دوازده‌کیلومتری داستان عجیبی برای خودش داشت. در آن عقب‌نشینی توانست سه‌برابر تناژ استانداردش نیرو و ماشین را تحمل کند و نشکند.
shariaty
۰
احمد عزیزم! خوش باش که نخلستان‌های سوخته که امروز در آبادان و خرمشهر سبز و شاداب‌اند، نمازهای شبانگاهی تو را هنوز به یاد دارند و هرگز فراموش نخواهند کرد.
shariaty
۰
’خدایا به حق حضرت زهرا (س) حتی اگر گناهکاریم، به خاطر دوستان شهیدم، شهادت را نصیبمان کن!‘
shariaty
۰
احمد در همه عملیات‌ها شرکت می‌کرد و عجیب که هیچ‌وقت شکست نخورد.
shariaty
۰
قاسم در درون قبر فریاد می‌زد و از جمعیت بالای قبر شهادت می‌خواست.
shariaty
۰
قاسم در درون قبر فریاد می‌زد و از جمعیت بالای قبر شهادت می‌خواست. - ای مردم! احمد اهل نماز بود؟ - بله بود. - آی مردم! احمد اهل جهاد بود؟ جمعیت با گریه می‌گفتند: بله بود.
shariaty
۰
ما در دوران جنگ چیزهایی یاد گرفته‌ایم که خیلی مهم است. یکی از آن اصول این است که با روشی که دشمن با شما می‌جنگد نجنگید.
shariaty
۰
در عملیات فاو والفجر ۸ بعضی از فرماندهان برجسته سپاه و بعضی از یگان‌های برجسته گفتند عبور از رودخانه امکان پذیر نیست و خطرناک است و اینجا موفق نمی‌شویم. فرمانده سپاه آنها را در عملیات شرکت نداد.
shariaty
۰
صداش هنوز توی گوشم است، که می‌گفت پاشو بیا، احمد!
shariaty
۰
کاش می‌رفتم و از زبان بچه‌ها نمی‌شنیدم چطور تیر خورده. با آن چشم‌های همیشه خسته و با آن نگاه همیشه جستجوگر و با آن آرامش همیشگی.
shariaty
۰
دیدم امام دست آقای محسن رضایی و علی صیاد شیرازی را گرفت و روی هم نهاد و یک دست خود را بالای دست آنها و دست دیگرشان را زیر دستانشان قرار داد و فرمود با هم برادر باشید، وحدت داشته باشید. من این صحنه را که دیدم سریع صدا زدم احمد احمد نگاه کن عجب صحنه‌ای است! احمد با دیدن این صحنه چشمانش پر از اشک شد و با ولع عجیبی می‌نگریست. نورالله شوشتری که خود یک احمد کاظمی دیگری است، هم از سابقه و هم از لحاظ شهادت، صداقت، درایت و مدیریت می‌گوید: «شب حادثه در جلسه‌ای که با احمد داشتیم، او این خاطره دیدار با امام را برایمان گفت. در این جلسه بحث پیرامون راهیان‌نور بود. به آنها گفت نشنوم و نبینم کسی در نوشته‌ها و صحبت‌هایش تنها بگوید یا بنویسد «ارتش» بلکه باید بنویسید و بگویید ارتش قهرمان، ارتش دلاور. کسی حق تضعیف ارتش را ندارد. این خاطره را گفت و فردا صبح شهید شد».
montazer313
۰
هر آن کس که در این حلقه نیست زنده به عشق بر او چو مرده به فتوای من نمـاز کنـید
یا صاحب الزمان(عج)
۰
به قول اریش فروم خیلیها «بودن» شان با «داشتن» هایشان معنی می‌یابد.
gold eagle
۰
«پس از تحرکات گسترده گروه‌های تروریستی مورد حمایت صدام در سال ۱۳۷۴، احمد کاظمی به همراه چندین‌هزار نفر از نیروهای زبده‌اش، مسئولیت انجام عملیاتی پیچیده و خطرناک را در عمق ۱۶۰ کیلومتری خاک عراق برعهده‌گرفت. او و نیروهایش، با گذشتن از مناطق صعب‌العبور کوه‌های شمال عراق، به شکل غیرمنتظره‌ای، مقر گروه‌های تروریستی متجاوز به خاک ایران را که از سوی صدام حمایت می‌شدند، محاصره کرد. وی در حالی که می‌توانست، اعضای این گروه‌ها را نابود کند، به آنان فرصت داد تا بین فعالیت سیاسی علیه جمهوری اسلامی و اقدامات تروریستی، یک راه را انتخاب کنند.
محمد
۰
درایت کم‌نظیر شهید کاظمی، باعث شد تا بدون شلیک حتی یک گلوله، این گروه‌های تروریستی متزلزل شدند؛ رسانه‌های بزرگ دنیا، از این اقدام کاظمی به‌عنوان «عملیات شگفت‌آور سپاه پاسداران در عمق خاک عراق» یاد کردند.
محمد
۰