درواقع کسانی که مسبب آسیبهای آغازین ما بودند، چنین قصدی نداشتند؛ بلکه خودشان آسیبدیده و در تقلا برای دوام بودند.
بدین ترتیب میتوانیم تصویری اندوهناک، اما دلسوزانهتر از جهانی ترسیم کنیم که در آن مشقتها و اضطرابها، کورکورانه به نسلهای بعدی منتقل شوند. تجربهٔ چنین بینشی درست است و باعث ترس کمتری میشود. کسانی که به ما آسیب زدند موجوداتی برتر و توانمند نبودند که نقاط ضعف ما را تشخیص داده و حملهور شدند، بلکه خودشان آزرده و آسیبپذیر بودند که نهایت تلاششان مقابله با انبوهی از غمهای پنهان بود؛ غمهایی که در زندگی روزمره محکوم به آن هستیم.