جملات زیبا از متن کتاب تشنگان قله‌های برفگیر؛ خاطرات بخشعلی ثابتی | طاقچه
تصویر جلد کتاب تشنگان قله‌های برفگیر؛ خاطرات بخشعلی ثابتیsubscriptionAvailable

کتاب تشنگان قله‌های برفگیر؛ خاطرات بخشعلی ثابتی

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
ساسان ناطق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
حمید
۰
«اونم مثل شما دانش‌آموز بود. حبیب‌الله رو می‌گم، فقط شونزده سال داشت. شنیدم جنازه‌شم تحویل ندادند. فکر می‌کنم پس از اینکه پول فشنگ رو از پدرش گرفتند، جنازه رو بی‌سروصدا تو تاریکی دفن کردند.»
hami
۰
«برادرای عزیز، اگر زنده موندید و به خونه‌هاتون برگشتید، به مردم بگید شلمچه کربلا بود. به مردم بگید زخمی‌های کربلای چهار با دست و پای در گچ برگشتند و اینجا با گلوله‌های توپ و خمپاره سر و دست و پاشون از بدن جدا شد. می‌ترسم شهید بشم، ولی به شما سفارش می‌کنم اینا رو به مردم بگید. اینا خاطرات من و شما نیست. خاطرات مردم و بچه‌های آینده است.»