خوشا به حال آن نقاشی که عشق به چشماندازها او را یکه و تنها راهی گشت وگذار میکند، نقاشی که میداند چگونه حس اندوهی را که جنگلی دلگیر یا گذرگاهی متروک بر دلش میاندازد به روی بوم ترسیم کند! مخلوقات او از طبیعت تقلید میکنند و آن را بازمیآفرینند. او دریاهایی نو و غارهایی تاریک و بیگانه با آفتاب خلق میکند.
به فرمان او، بیشهزارانی سرسبز از هیچ سربرمیآورند و تصویر لاجورد آسمان در آینهٔ تابلوهایش میافتد. او به هنرِ آشفتن بادها آراسته است و میداند چگونه توفانها را به غرش درآورد.