گفتم: «میگویند یک روز میرسد که آدمها میتوانند توی لولههای آزمایشگاهی موجود زنده درست کنند. میتوانند با چیزهای شیمیایی و برق و نیروی هستهای موجود زنده خلق کنند.»
گفت: «این جوری که به دردسر میافتیم. شاید ندانیم تا کجا باید پیش برویم.»
«شاید هم هیولا درست کنیم.»
«آره. شاید هم آن هیولاها علیه خود ما بشوند، تهدیدمان کنند، پدرمان را درآورند.»