خانه، یکمشت درودیوارهای روی سر هم تلنبار شده، نیست. خانه جایی است که میدانی همین الان آدمهایی که دوستشان داری منتظر آمدنت هستند. منتظرِ اینکه از راه برسی و آنها خستگیها و دربهدریهایی را که از کف خیابانها با خودت آوردهای، از تنت بیرون کنند. خانه جایی است که میدانی همینکه به آن پا گذاشتی، غصههایت همان بیرون میمانند و میروند پی کارشان. توی خانههای واقعی آدمهایی زندگی میکنند که بیآنکه چیزی بگویند، به تو میفهمانند که تمام دنیایشان هستی.