ندی وقتی قرآن را به دست گرفته بود حس میکرد چیزهایی که خوانده راست است. او عمق و قدرتی را حس میکرد که در تورات یا عهد قدیم با آن روبهرو نشده بود و میدانست دارد تغییر میکند. حتی باید گفت او بدون اینکه متوجه شود از درون تغییر کرده بود و وقتی در یکی از شبزندهداریهایش با صدای آهسته و لرزان آیهٔ: «أَلَمْ یأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا یکونُوا کالَّذِینَ أُوتُوا الْکتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَیهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَکثِیرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ * اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یحْیی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَینَّا لَکمُ الْآیاتِ لَعَلَّکمْ تَعْقِلُونَ.» را خواند چنان گریه کرد که جسم نحیفش هم به لرزه درآمد.