با نگاهی به گذشته، میبینم که تسلیم بیماریام شده بودم و اجازه داده بودم همهٔ ابعاد باارزش شخصیتم -شکیبایی، مهربانی و ادب و نزاکت- بر باد بروند. اسیر دسیسههای مغز گمراه و غیر عادی خودم شده بودم. ما، در نهایت مجموعهای از خصوصیات خود هستیم و زمانی که جسممان رو به زوال میرود، تمام ویژگیهایی که از نظرمان ارزشمند هستند، همراه آن خاموش میشوند.