جملات زیبا از متن کتاب یحیای زاینده رود | طاقچه
تصویر جلد کتاب یحیای زاینده رودsubscriptionAvailable

کتاب یحیای زاینده رود

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۱۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
کیهان خانجانی
انتشارات: 
نشر پیدایش

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ramtin
۱
چه دلیلی دارد که تقصیرها را به گردنش بیندازد؟ استعدادش را نابود کرده با به کار نگرفتنش، با فریب دادن خودش، با اعتقاداتش، با مواد زدن بی‌حد و حصرش که ذهنش را کند کرده، با تنبلی، با تنه‌لشی، با این تصورات که فکر می‌کرده از دماغ فیل افتاده، با غرور با تعصب، با کوفت با زهرمار. موضوع این نیست که چه کارهایی کرده بلکه آن است که چه کارهایی از او برمی‌آمده.
حسین احمدی
۱
گفت: «خودت چی پسرجان؟ این وقتِ شبِ‌چله، بی‌مسافر، چرا ویلانی؟» «من؟ طاقت ندارم خانه آرام بگیرم. همیشه کم‌طاقت بودم. رفیق‌هام طاقت داشتند، نگفتند و مُردند؛ من طاقت نداشتم، گفتم و ماندم. حالا سرگردانم، صبح تا سحر. از هر دو افتادم.»