جملات زیبا از متن کتاب شب های روشن | طاقچه
تصویر جلد کتاب شب های روشن
off
٪۳۰

کتاب شب های روشن

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۲۰۹۸ رأی)
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
misbeliever
۸۱۶
از زندگی واقعی به قدری بیگانه‌ام که مجبورم این‌جور لحظه‌های بی‌نظیر را دوباره در رؤیا بچشم. چون این‌جور لحظه‌ها چیزی است که در زندگی‌ام خیلی کم پیش آمده.
MOHI
۵۵۵
خدای من، یک دقیقهٔ تمام شادکامی! آیا این نعمت برای سراسر زندگی یک انسان کافی نیست؟
شراره
۴۶۶
من رؤیابافم. از زندگی واقعی به قدری بیگانه‌ام که مجبورم این‌جور لحظه‌های بی‌نظیر را دوباره در رؤیا بچشم. چون این‌جور لحظه‌ها چیزی است که در زندگی‌ام خیلی کم پیش آمده.
آسمان شب
۴۴۱
شما می‌فهمید "تنها" یعنی چه؟»
Mahdi
۳۲۵
و شاید تقدیرش چنین بود که لحظه‌ای از عمرش را با تو همدل باشد. ایوان تورگنیف
Ramtin Biniaz
۳۰۷
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوسش را بخوری
"Shfar"
۲۶۵
حرفم را برید که: «چطور زندگی‌تان داستانی ندارد؟ پس چه‌جور زندگی کرده‌اید؟» «چطور ندارد! بی داستان! همین‌طور! به قول معروف دیمی! تک وتنها! مطلقآ تنها! شما می‌فهمید "تنها" یعنی چه؟» «یعنی چه؟ یعنی هیچ‌وقت هیچ‌کس را نمی‌دیدید؟» «نه، دیدن که چرا! همه را می‌بینم. ولی با این‌همه تنهایم!»
iman.gity
۲۳۴
وای ناستنکا، تنهاماندن سخت محزون خواهد بود، محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوسش را بخوری، هیچ، هیچ، هیچ، زیرا آنچه بر باد رفته چیزی نبوده است. هیچ، یک "هیچ" احمقانه و بی‌معنی، همه خواب بوده است.»
Anna
۲۲۷
فقط کسی را می‌توانم دوست بدارم که آزاده باشد و احساسات مرا بفهمد و محترم بدارد.
ᶜʳᶻ
۲۲۱
احساس انسان نابود نمی‌شود،
abolfazl
۱۱۳
آدم از خود می‌پرسد که تو با این سال‌ها که گذشت چه کردی؟ بهترین سال‌های عمرت را کجا در خاک کردی؟ زندگی کردی یا نه؟
rezaat98
۱۰۰
آسمان به قدری پرستاره و روشن بود که وقتی به آن نگاه می‌کردی بی‌اختیار می‌پرسیدی آیا ممکن است چنین آسمانی این‌همه آدم‌های بدخلق و بوالهوس زیر چادر خود داشته باشد؟
Ati
۹۲
اتاقش تاریک است و جانش خالی و دلش افسرده. دنیای خیال در اطرافش بی‌صدا فروریخته و ناپدید شده است، و اثری از آن باقی نیست.
این وجود واهی
۹۱
وای که چقدر شادی و شیرین‌کامی انسان را خوشرو و زیبا می‌کند.
علی دائمی
۸۴
وای که آدم‌های خوشبخت گاهی چه غیرقابل تحمل‌اند!
Hossein shiravand
۸۱
همه را می‌بینم. ولی با این‌همه تنهایم!»
Majid
۶۹
اشک‌هایی بی‌معنی داشت در چشمانم جمع می‌شد.
Anna
۶۴
ما در عین درماندگی شوربختی دیگران را شدیدتر احساس می‌کنیم.
Faeze
۶۳
آرزو می‌کنم که آسمان سعادتت همیشه نورانی باشد و لبخند شیرینت همیشه روشن و مصفا باشد و تو را برای آن دقیقهٔ شادی و سعادتی که به دلی تنها و قدرشناس بخشیدی دعا می‌کنم.
آسمان
۶۲
خدای من، یک دقیقهٔ تمام شادکامی! آیا این نعمت برای سراسر زندگی یک انسان کافی نیست؟
احسان
۶۱
شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد شب‌های روشن، عنوان این گوهر شب‌چراغی که داستایفسکی در دست ما نهاده، در دنیای صورت پدیده‌ای است فیزیکی، که تابستان در نواحی شمالی کرهٔ خاک پیش می‌آید و علت آن زیادی عرض جغرافیایی این مرزهاست و باعث می‌شود که شب تا صبح هوا مثل آغاز غروب روشن بماند. این پدیده را در بعضی زبان‌های اروپایی «شب سفید» می‌خوانند و منظور از آن، به تعبیری دیگر ــ البته در این زبان‌ها ــ شب بی‌خوابی هم هست و این هر دو تعبیر در این داستان مصداق دارد. شاید به همین دلیل باشد که بعضی این داستان را «شب‌های سفید» ترجمه کرده‌اند.
Hossein shiravand
۵۷
آدم هرقدر کار را آسان‌تر بگیرد بهتر است...
ZohreAalipour
۵۵
می‌دانید یک خیال‌باف چه‌جور آدمی است؟» «خیال‌باف؟ اختیار دارید، چرا ندانم؟ من خودم خیالبافم! بعضی‌وقت‌ها که پهلوی مادربزرگم نشسته‌ام نمی‌دانید چه خیال‌ها به سرم می‌آید! جلوی خیالت را که باز گذاشتی هرجور فکری که بگویی به سرت می‌آید. عروس امپراتور چین هم می‌شوم... بعضی‌وقت‌ها رؤیاپردازی خیلی چیز خوبی است!» بعد با لحنی جدی افزود: «ولی نه، شاید هم چیز خوبی نباشد! مخصوصآ وقتی آدم خیلی فکرهای دیگر دارد که باید بکند.»
آسمان
۵۳
و جایی که من در بیداری در کنار شما این‌قدر شیرین‌کام بوده‌ام دیگر به چه رؤیایی می‌توانم دل خوش کنم؟
jalal
۴۳
وای که چقدر شادی و شیرین‌کامی انسان را خوشرو و زیبا می‌کند. عشق در دل می‌جوشد و آدم می‌خواهد که هرچه در دل دارد در دل دیگری خالی کند. می‌خواهد همه شادمان باشند، همه بخندند، و این شادی بسیار مسری است.
Majid
۴۳
ناگهان احساس کرده بودم که بسیار تنهایم.
کاوشگر
۴۲
صدایی که ناگهان زنگی در آن پیدا شده بود که مثل تیغ در دلم فرومی‌رفت، چنان‌که دردی شیرین آن را فرامی‌گرفت.
آسمان شب
۴۲
بعضی‌وقت‌ها رؤیاپردازی خیلی چیز خوبی است!
نگآرا
۳۸
و شاید تقدیرش چنین بود که لحظه‌ای از عمرش را با تو همدل باشد.
Mel
۳۸
خدای من، یک دقیقهٔ تمام شادکامی! آیا این نعمت برای سراسر زندگی یک انسان کافی نیست؟