در سرتاسر قرون وسطا، کلیسای رم به گونهای فزایندهٔ سیاسی و اینجهانی شد و امور دینی را در امور غیردینی ادغام کرد به طوری که پاپ، هم به رهبر حکومت و هم به رهبر دینی بدل شد. کلیسا به منظور تأمین بودجه برای جاهطلبی پاپ دست و دلبازانه از الهیات چشم میپوشید و هرگاه نظام اعتقادی ساختگیاش نابسنده از آب درمیآمد کاردینالها دامنهٔ تفسیر کتاب مقدس را تا حد نقض آن گسترش میدادند.
شاید وقیحانهترین نمود این امر استفادهٔ روزافزون از «آمرزش» جهت افزایش وجوه خزانهٔ پاپ بود. گناهکاران به واسطهٔ نظام آمرزش میتوانستند برای بخشوده شدن گناهانشان پول بدهند و پاپهایی که پیدرپی به رهبریت دینی درآمدند به قدری این روند را دستکاری کردند که این ترفند ساده در زمان نهضت اصلاح دین منبع عمدهای از درآمد واتیکان را فراهم میکرد.