جملات زیبا از متن کتاب پشت فرودگاه | طاقچه
تصویر جلد کتاب پشت فرودگاهsubscriptionAvailable

کتاب پشت فرودگاه

۳.۹(از ۳۲ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
محمود رضایی
انتشارات: 
نشر چشمه

قیمت:

۷۳,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

«جون! قهوه. خدایا، من رو بگیر.»
ala
۱۹
دوباره یاد سؤالم می‌افتم. «بابایی، وقتی مُردیم زیر قبر چی می‌شه؟» باز جواب نمی‌دهد و پول می‌شمارد.
Aysan
۱۲
گفت «از گربه خوشت نمی‌آد؟ الآن زندگی‌مون چیه؟ موشیه. کی پشت فرودگاه زندگی می‌کنه؟ باید خودمون رو برسونیم به زندگی گربه‌ای، بعدش سگی، تا برسیم به زندگی آدمی.»
zhale
۶
توی محله تنها دختری که با پسرها فوتبال می‌کرد گلناز بود. ما به جای گلناز صداش می‌زدیم گُلِر. با دخترها اُخت نبود، باهاشون دعوا می‌کرد و موی سرشون رو می‌کند و هی غر می‌زد «بچه‌ننه‌ن، زارت‌وزورت گریه می‌کنن. دختر اِن‌قدر زپرتی و توسری‌خور؟» ولی جون شما دروازه‌بانِ توپی بود. کُشته‌مُردهٔ فوتبال بود، پرسپولیسیِ تیر. یه‌بار بردیمش استادیوم عضدی، بازیِ داماش و پرسپولیس. آقای ما باشی، تریپش مردونه بود کسی شک نکرد. آقا یه سؤال بکنم؟ برای چی دخترجماعت رو استادیوم راه نمی‌دیدن؟ چشم، زِر نمی‌زنم.
zhale
۶