چرا نمیفهمند که برای داشتن یک عقیده و فکر، باید از کارکردن آغاز کرد، ابتکار داشت و به عمل پرداخت؟ از هیچچیز هیچ به دست نمیآید. کار کنیم آنگاه عقیده و فکر خواهیم داشت. اما چون هرگز کار نمیکنیم، «عقیده و فکر»ی حاصل نمیگردد مگر برای کسانی که تا امروز برای ما کار کردهاند، یعنی اروپا یا بهتر بگوییم آلمانها، یعنی معلمین ما از دویست سال پیش، و بعد، روسیه، سرزمین غلطانداز وسیع، معمایی بسیار پیچیده است، که بدون زحمت و کمک خارجیان نمیتوانیم آن را حل کنیم و به آن سر و صورتی دهیم.