جملات زیبا از متن کتاب کشف عشق کنج یک کتاب فروشی | طاقچه
تصویر جلد کتاب کشف عشق کنج یک کتاب فروشی

کتاب کشف عشق کنج یک کتاب فروشی

نوع کتاب
۲.۳ امتیاز(از ۹ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
گابز
۶
کتاب خواندن و کتاب ورق زدن روش خاص او برای رسیدن به آرامش بود. این‌طوری می‌توانست همهٔ دنیا را خیلی راحت پشت درهای بستهٔ خانه‌اش نگه دارد و کتابش را بخواند.
گابز
۲
خوبیِ بودن در یک کتاب‌فروشی این است که اصلاً عجیب نیست که این‌طرف و آن‌طرف بچرخید؛ در واقع همین هم انتظار می‌رود.
گابز
۱
در آن لحظه چیزی بیشتر از این نمی‌خواست که بتواند در این مورد با یک نفر صحبت بکند. اما اگر آدم راز خودش را نتواند حفظ بکند چطور می‌تواند از فرد دیگری انتظار داشته باشد این کار را برای او بکند؟
hasti
۰
«ما بدون او چکار کنیم؟» جون سس کارامل را کنار دست امیلیا گذاشت و گفت: «نمی‌دونم. بعضی آدم‌ها جای خالی‌شون خیلی بزرگ‌تر از بقیه‌ست. پدر تو یکی از همون آدم‌هاست.»
.
۰
همهٔ زندگی بر این اساس بنا شده که کسی نمی‌داند قرار است فردا چه اتفاقی بیفتد و چه پیش بیاید؛ گاهی یک خبر خوب و گاهی هم اتفاقات بد
.
۰
همهٔ زندگی بر این اساس بنا شده که کسی نمی‌داند قرار است فردا چه اتفاقی بیفتد و چه پیش بیاید؛ گاهی یک خبر خوب و گاهی هم اتفاقات بد
.
۰
همهٔ زندگی بر این اساس بنا شده که کسی نمی‌داند قرار است فردا چه اتفاقی بیفتد و چه پیش بیاید؛ گاهی یک خبر خوب و گاهی هم اتفاقات بد.
کاربر ۱۲۳۵۴۸۳۶
۰
آلیس مثل پرتوی از نور خورشید بر همه می‌تابید؛ همه را دوست داشت و در وجود هیچ‌کس بدی و ناخالصی نمی‌دید و با همه یک‌جور رفتار می‌کرد. برای او زندگی یک دورهمی طولانی بود. در همهٔ کارهایی که انجام می‌داد راحت می‌شد لذت و شعف را مشاهده کرد و همین رمز موفقیتش در کار بود.