خوبی اتاق کارم این بود که مدام تصویر خودم را نمیدیدم، تو حال خودم کارهایم را انجام میدادم. رقمها را جمع میکردم. سندها را وارد کامپیوتر میکردم، گاهی هم که خسته میشدم، در اتاقم را میبستم، تو آینه خودم را نگاه میکردم، وقتی خودم را تو آینه نگاه میکردم، به نظرم میبایست جوانتر باشم، بعد به خودم دلگرمی میدادم که استراحت میکنم، بهتر میشوم، گاهی هم با دوربین موبایل از خودم عکس میگرفتم. عکسها را ماه به ماه کنار هم میگذاشتم.