فرزندم حسین در زمین کربلا غریب و تنها با لب تشنه شهید میگردد. در آن روز هرکه حسین را یاری کند، مرا یاری کرده و فرزندش، قائم، را یاری نموده و هرکه یاری کند ما را به زبان، در روز قیامت، با ما محشور میگردد.
nadeem khan
۱۴
ای شیعه، در کربلا دو پدر تماشای جنگ پسر را نمودند. یکی حُر ابن یزید ریاحی بود و یکی مظلومِ کربلا حسین. وقتی که علیاکبر هجده ساله میان معرکه آمد و بر لشکر کوفه و شام حمله نمود، هرکه را شمشیر میزد و هرکه را به کمر زد، چون خیار تر، به دو نیم ساخت. ناگاه آواز به گوشش رسید که یکی میگوید پدرت به قربان زور بازویت.