ما پیدرپی و مدام از آرزوها و خواستهای قلبی خود «فقط» صحبت میکنیم و آن را در ذهن خود «فقط» تصور میکنیم، بدون آنکه برای برآوردهشدن و به مرحله ظهور رسیدن آنها از طریق احساسات و با معیار عواطف آنها را در ذهن خود به مرحله ظهور رسانده یا حتی کوچکترین «ایمان، باور و اعتقادی» به ظهور یا برآوردهشدنشان داشته باشیم و مدام در یک تلاش بیهوده مغز ما یک موج الکترومغناطیسی از این درخواستها ارسال میکند، درحالیکه مرکز احساسات ما ـ قلب ـ اعتقاد واقعی که ناشی از عدم برآوردهشدن آن است، پس میفرستد و مرجوع میکند. موج اعتقاد واقعی ما که اغلب به دلیل ترس، تردید، شک و ناامیدی است، پنجهزار برابر قویتر از امواجی است که مغز از بیان یک خواسته ارسال میکند، یعنی مغز اعلام میکند اما قلب که پنجهزاربرابر قدرتش بیشتر است، آن را مردود اعلام میکند.