علی (ع) از جلو یک قصابی میگذشت. قصاب چشمش که به علی (ع) افتاد عرض کرد: امروز گوشتهای خوبی آوردهام، اگر میخواهید بخرید. حضرت فرمود: پول ندارم. قصاب گفت: من برای پولش صبر میکنم. فرمود: من به شکم خود میگویم صبر کند. چرا از تو گوشت بگیرم که تو بخواهی برای پولش صبر کنی؟ من شکمم را وادار به صبر میکنم که این مقدار ذلیل و مقروض و مدیون تو نباشم.