وایتهال را نگاه میکنید، آقا؟ ــ جای قشنگیست ــ پنجرهٔ کوچک ــ سر فردی دیگر نیز آنجا قطع شده، نیست؟ ــ او هم به اندازهٔ کافی مراقب خودش نبود ــ اینطور نیست، آقا؟ هان؟"
آقای پیکویک گفت: " من به تغییرپذیری روابط انسانی فکر میکنم."
" آه! میفهمم ــ یک روز ورود از در قصر و روز دیگر خروج از پنجره ــ شما فیلسوف هستید، آقا؟"
آقای پیکویک گفت: " نظارهگر طبیعت انسانی، آقا."
" آه، من هم همینطور. بیشتر آدمها زمانی که کاری برای انجام و یا چیزی برای به دست آوردن ندارند، همینطورند.