عجیب است حکایت باران که اگر نبارد، خشکسالی میشود و اگر ببارد ولی در جویها روان نشود و به محل خود هدایت نگردد، موجب سیل میشود.
و عجیبتر آنکه همه نعمتهایی که خداوند به انسان داده است، حکایتی مشابه حکایت باران دارند.
مهم است در پس هر نعمتی، خدا که عطاکننده آن نعمت است دیده شود و از عطای او شکرگزاری گردد، که اگر چنین نشود، هر نعمتی به هدف خود نرسیده است و با از بین رفتنش که طبیعت این دنیاست، به بقا راه نمییابد.
خداوند به انسان نعمتهای فراوانی عطا کرده که هر کدام نیازی را در او نشانه گرفته است. انسان با هر نیازی میتواند جلوهای از نور خدا را دریافت کند و آن نعمت را برای خود جاودانه سازد.
وقتی با هر نعمتی جلوه نور خدا دریافت شود، چگونگی استفاده صحیح از آن نعمت نیز دانسته شده است. برای اینکه با هر نعمتی خدای آن نعمت هم دیده شود، کافی است فهمیده شود که خدا از آن نعمت چه خواسته است. هدف خداوند در دادن آن نعمت چه بوده است. همین مقدار که فرد متوجه خواست خدا در عطای هر نعمتی بشود، میتواند آن نعمت را در جای خود به کار گیرد.