- پس از کودتای ۱۳۵۷ خورشیدی، شما یک دوره در زندان پل چرخی زندانی بودید. تا جایی که در آثار چاپ شده شما دیده شده است، از شما تنها یک شعر به نام «از ژرفای برزخ» که پیشتر دربارهاش گفتوگویی کردیم، به چاپ رسیده است. غیر از این شعر، آیا شما شعر دیگری هم در زندان سروده بودید؟
- شعرهای دیگر نیز سروده بودم، اما هنگامی که گزینه شعری «... و آفتاب نمیمیرد» به سال ۱۳۶۲ چاپ میشد، چند شعر دیگر ـ به اصطلاح شعرای کهن، از «حبسیات» ـ خود را نیز ضمیمه این مجموعه ساخته بودم، اما سانسورچیان آن وقت و حتی عدهای هم در رهبری انجمن نویسندگان میگفتند که این شعرها به تمام حاکمیت ما برمیخورد و با چاپ آن شعرها مخالفت کردند و بعداً مجال پیدا نشد که در مجموعههای دیگر چاپ شوند. چند شعر سپید است، چند شعر در اسلوب نیماست و دو یا سه غزل هم است. گویا یادگار دوره یک سال و دو ماه زندان.