«ابن خلکان در وفات الاعیان، حکایتی دربارهی فارابی نقل کرده که روزی فارابی وارد مجلس سیفالدوله میشود و هنگامیکه نوبت موسیقی میرسد، شروع به نواختن میکند و چنان مینوازد که همه به خنده میافتند، پس لحن را تغییر میدهد و این بار چنان مینوازد که همه میگریند، سپس لحن دیگری چنان ساز میکند که همهی حضار به خواب میروند.»