کتابهای قدیمی همیشه برونتی را از نوستالژی قرنهایی میانباشت که در آنها نزیسته بود. کاغذشان از جنس پارچههای کهنهای بود که تکهتکه و کوبیده و خیسانده شده بودند. بعد، پس از دوباره کوبیدن، با دست به شکل صفحاتی بزرگ و آمادهٔ چاپ درآمده بودند. سپس بارهاوبارها تا شده بودند و با دست به هم دوخته و صحافی شده بودند. برونتی با خود فکر کرد اینهمه زحمت فقط برای ثبت و یادآوری اینکه چه کسی هستیم و چطور فکر میکنیم.