جملات زیبا از متن کتاب ‌‫خرس، خواستگاری، تاتیانا رپینا | طاقچه
تصویر جلد کتاب ‌‫خرس، خواستگاری، تاتیانا رپیناsubscriptionAvailable

کتاب ‌‫خرس، خواستگاری، تاتیانا رپینا

۳.۶(از ۳۷ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر جوانه توس
categoryدسته‌بندی: 
نمایشنامه

قیمت:

۱۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

کوزما: به چه دردی می‌خورد... همه‌اش بیهوده است. خادمکلیسا: چی؟ کوزما: همین مراسم ازدواج را می‌گویم... هر روز عقد می‌کنیم، غسل تعمید می‌دهیم و مراسم عزاداری برپا می‌کنیم. چه فایده‌ای دارد... خادم کلیسا: آیا تو چیز خاصی می‌خواستی؟ کوزما: نه چیزی نمی‌خواهم. همین‌طوری گفتم... ولی همه این‌ها بیهوده‌اند. هر روز می‌خوانند، بخور می‌دهند، قرائت می‌کنند. اما خدا نمی‌شنود. چهل سال است که این‌جا خدمت می‌کنم ولی حتی یک بار هم اتفاق نیافتاده که خدا صدای آن‌ها را بشنود... آخر این خدا کجاست، نمی‌دانم... همه این کارها بیهوده است... خادم کلیسا: بله، (گالش‌هایش را می‌پوشد.) آن‌قدر فلسفه‌بافی کن تا سرت گیج برود. (درحالی‌که گالش‌هایش سر و صدا می‌کنند، به راه می‌افتد.) خداحافظ! (خارج می‌شود.)
کاربر ۳۶۸۳۴۵۱
۸
ای خالقی که انسان را تنها آفریدی و سپس از دنده او زن را آفریدی و او را یاور مرد قرار دادی، زیرا که وجود مقدست راضی نشد که مرد در این دنیا تنها بماند.
AFSHIN BARZGAR
۳
اسمیرنف: ببینید، شما خود را زنده به گور کرده‌اید ولی تجدید آرایش‌تان را فراموش نکرده‌اید؟!
amirhoseinseyyedzadeh
۲
‫اسمیرنف: ببینید، شما خود را زنده به گور کرده‌اید ولی تجدید آرایش‌تان را فراموش نکرده‌اید؟!
amirhoseinseyyedzadeh
۱
مادر شما هم قوزی بود. (با دست قلبش را می‌گیرد.) آه قلبم به پهلویم زد... به سرم زد...یا حضرت مسیح!... آب!
AFSHIN BARZGAR
۱
قرائتی از انجیل یوحنای قدیس!
AFSHIN BARZGAR
۱
اگر فکر می‌کنی، من زنده‌ام اشتباه می‌کنی. این فقط تصور است.
hedi_696
۱
توهین مردها را داد! تساوی حقوق یعنی تساوی حقوق! تساوی باید در همه چیز رعایت شود! مرده شویشان را ببرند! باید دوئل کنیم!
Idaw
۰
و چه و چه و چه...
Parham B14
۰
خرس- کمدی در یک پرده (تقدیم به ن. ن. سلوتسف) شرکت کنندگان یلنا ایوانوونا پوپووا، بیوه‌ای جوان با چال‌های روی گونه، ملّاک. Yelena Ivanovna Popova گریگوری استپانوویچ اسمیرنف، ملاکی نسبتاً جوان. Grigoriy Stepanovitch Smirnov لوکا، مستخدم پیر پاپووا. Louka اتاق پذیرایی در ملک خانم پوپووا.
کاربر ۱۲۱۴۶۷۳۵
۰
ولی همه این‌ها بیهوده‌اند. هر روز می‌خوانند، بخور می‌دهند، قرائت می‌کنند. اما خدا نمی‌شنود. چهل سال است که این‌جا خدمت می‌کنم ولی حتی یک بار هم اتفاق نیافتاده که خدا صدای آن‌ها را بشنود... آخر این خدا کجاست، نمی‌دانم... همه این کارها بیهوده است...
hedi_696
۰